صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦
تاریخ: ١١ / ٩ / ١٣٤١
بیانات امام خمینى در مورد شیوههاى مبارزاتى مسلمین
سکوت و قیام در برابر سلاطین، دو شیوه مسلمین براى صیانت اسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
ضمنا تذکرات لازمى بود که باید دولتها متوجه باشند. از اول ظهور اسلام، مسلمین حافظ دین مبین اسلام بودهاند، حتى براى حفظ دین از حق خود مىگذشتند. حضرت امیرالمومنین (ع) با خلفا همکارى کردند چون ظاهرا مطابق دستور دین عمل مىنمودند و تشنجى در کار نبود تا موقعى که معاویه روى کار آمد و از طریقه و روش خلفا منحرف گشته و خلافت را مبدل به سلطنت نمود. در این موقع حضرت ناچار شد قیام کند، چون نمىتوانست قیام نکند زیرا روى موازین شرع و عقل نمىتوانستند معاویه را یک روز بر مقام خلافت پایدار ببینند. ناصحینى که حضرت را از روى غفلت نصیحت مىکردند و مىگفتند بگذارید معاویه بماند تا پایه سلطنت و خلافت شما محکم شود بعدا او را از مقامى که دارد پایین بیاورید نمىدانستند که اگر حضرت صبر مى کرد بعدا مورد اعتراض مسلمین واقع مىشد و پس از محکم شدن کار ممکن نبود او را خلع کرد.
حالا شاید اشخاص غافل، این نکته در ذهنشان باشد که خوب بود حضرت وقتى جاى پاى خودش را محکم مىکرد معاویه را خلع کند و لکن اشتباه است، لهذا وقتى ملاحظه فرمودند یک حکومت جائرخواهد حکومت کند، قیام وظیفه الهى بود و عمل فرمودند همین طور ائمه معصومین قیام کردند، ولو با عده کم تا کشته شدند و اقامه فرایض نمودند و هر کدام مىدیدند قیام صلاح نیست، در خانه مىنشستند و ترویج مىکردند، این شیوهاى بود که از اول اسلام بوده است.
همیشه علما و زعماى اسلام ملت را نصیحت به حفظ آرامشکردند. خیلى از زمان میرزاى بزرگ مرحوم حاج میرزا محمد حسن شیرازى نگذشته است، ایشان با اینکه یک عقل بزرگ متفکر بود و در سامره اقامت داشت، در عین حالى که نظرشان آرامش و اصلاح بود، لکن وقتى ملاحظه کردند براى کیان اسلام خطر پیش آمده است و شاه جائر آن روز مىخواهد وسیله کمپانى خارجى اسلام را از بین ببرد، این پیرمرد که در یک شهر کوچک نشسته و سیصد نفر طلبه بیشتر دورش نبود، ناچار شد سلطان مستبد را نصیحت کند، مکتوبات او هم محفوظ است، آن سلطان گوش نمىداد و با تعبیرات سوء و بىادبى به مقام شامخ عالم بزرگ روبرو شد تا آنجایى که آن عالم بزرگ مجبور شد یک کلمه بگوید که استقلال برگردد.