صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢
مذاهب (اسمشان را مذهب گذاشت!) دو هزار نفر را و مىگویند پنجهزار است، دو تایش را اینجا نوشته است (این که نوشته حالا) اینها با کمال احترام، نه مثل حاجىهاى بدبخت ما که وقتى مىخواهند تذکره به آنها بدهند، باید چقدر زحمت بکشند، چقدر رشوه بدهند، چقدر بیچارگى بکشند تااینکه یک چند تااز آنها را رد کنند، چند تاى آنها را قبول بکنند، آن وقت در فرستادنشان چه فضاحتها باشد، در برگشتشان چه فضاحتها باشد، وقتى هم مکه میروند در منا، حتى آن نماینده بى عرضه آنجا هم شکایت مىکند که فلان آقا را بگیرید از باب اینکه اینجا یک حرف حقى زده است گفته اسلام در خطر است از دست یهود، آقا مگر شما یهودید؟ مگر مملکت ما، ممکلت یهود است؟ دو هزار نفر را با کمال احترام، با دادن به هر یک از اینها پانصد دلار ارز، به هر یک پانصد دلار از مال این ملت مسلم به بهایى دادهاند، ارز دادهاند، به هر یک هزار و دویست تومان تخفیف هواپیما، چه بکنند؟ بروند در جلسهاى که بر ضد اسلام در لندن تشکیل شده است شرکت کنند.
سکوت، موجب پایمال نوامیس مسلمین زیر چکمه عمال اسرائیل است.
واى بر این مملکت، واى بر این هیأت حاکمه، واى بر این دنیا، واى بر ما، واى بر این علماى ساکت، واى بر این نجف ساکت، این قم ساکت، این تهران ساکت، این مشهد ساکت. این سکوت مرگبار اسباب اینشود که زیر چکمه اسرائیل به دست همین بهایىها، این مملکت ما، این نوامیس ما پایمال بشود. واى بر دین ما، واى براین اسلام، واى براین مسلمین. اى علما ساکت ننشینید، نگویید الان مسلک شیخ رضوان الله علیه، والله شیخ اگر حالا بود تکلیفش این بود امروز سکوت همراهى با دستگاه جبار است، نکنید سکوت. دو هزار بهایى را با پانصد دلار ارز به هر یک و هزار و دویست تومان تخفیف هواپیما فرستادن به لندن (و اینها در روزنامه دنیاست) یک شخصى به من گفت که یک معاملهاى کرده است شرکت نفت با ثابت پاسال و در این معامله تخفیفى داده است که بیست و پنج میلیون تومان در این تخفیف نفع برده است، براى نفع این جمعیتى که فرستادند به لندن بر ضد اسلام. این وضع نفت ما، این وضع ارز مملکت ما، این وضع هواپیمایى ما، این وضع وزیر ما، این وضع همه ما، سکوت کنیم باز؟! هیچ حرف نزنیم؟! حرف هم نزنیم؟! ناله هم نکنیم؟! خانههایمان را خراب کنند آخ هم نگوییم؟! مردک مىفرستد رئیس شهربانى را، رئیس این حکومت خبیث را مىفرستد منزل آقایان، من راهشان ندادم، ایکاش راه داده بودم تا آنروز دهنشان را خرد کرده بودم. مىفرستند منزل آقایان که اگر نفستان در فلان قضیه در آید، فرمودند، اعلیحضرت فرمودند اگر نفس شما در آید، مىفرستم منزلهایتان را خراب مىکنیم، خودتان را هم مىکشیم، نوامیستان را هتک مىکنیم. این وضع ماست با این اعلیحضرت، اگر اینها راستگویند. اگر دروغ مىگویند، پس ایشان بگویند دروغ مىگویند، ایشان بفرمایند، اعلام کنند که حکومت قم دروغ گفته است تا من پدر حکومت قم را در بیاورم، بگویند رئیس شهربانى دروغ گفته تا من زیر چکمه اهل علم، پدرش را در بیاورم د نمىگوید که.