صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١
اعلیحضرت چه کار دارند؟ اگر کماندوها بودند و آنهایى که مربوط به خود ایشان است و از دستگاه خود ایشان هست، با قول ایشان بوده؟ با فرمان ایشان بوده است و یا بدون اطلاع و بدون فرمان؟ اگر با اطلاع هست، خوب بگویند ما تکلیفمان را با ایشان بفهمیم، خوب بفهمیم ما طرفمان کى هست؟ یک نفر است اصلا؟ اگر اینطور نیست خوب بگویند تا ما بفهمیم که این کماندوها سرخود آمدند و همین طور بیخود، بیخودى آمدند یا سازمان امنیت اینها را آورد، یا شهربانىها آوردند، یا نخستوزیر امر کرد، یا فلان وزیر فلان امیر امر کرد؟ خوب بگویند چه کسى این کارها را کرده، چرا حاشا مىکنند، پیش هر کسى مىروى، گردن دیگرى مىگذارند. به هر کسى اعتراض مىکنى، به دیگرى نسبت مىدهد. دستگاه شهربانى مىگوید که سازمان امنیت، سازمان امنیت مىگوید شهربانى، دوتاى آنها مىگویند امر اعلیحضرت. راست مىگویند که امر اعلیحضرت است؟ اعلیحضرت با دیانت اسلام مخالف است؟ واقعا با قرآن مخالف است اعلیحضرت به حسب قول اینها؟ اگر مخالف هست آن حرفها چى هست دیگر؟ آنهمه کسب و کرامت کجاست؟ اگر مخالف نیستند پس چرا جلوگیرى نمىکنند از این وحشیگرىها؟ چرا تو دهنى نمىزنند به این شهربانىها، به این سازمانها، به این نخست وزیرها؟ ایشان که فعال مایشائند، مىتوانند یک همچو کارى را بکنند. حالا که دیگر مطلبى نیست، برگرد به عصر سابق و قبل از صد سال پیش از این، حالا که مطلب اینطورى است، خوب بزنند تو دهنى به اینهایى که کار بد مىکنند، کارهاى خلاف اسلام مىکنند، کارهاى خلاف دیانت مىکنند و نسبت مىدهند به ایشان، تبرئه کند خودش را. آقا، نمىشود سلطان اسلام با اسلام مخالف باشد، نمىشود این. اگر نیستند بگویند،اظهار کنند، اظهار تاسف کنند به اینکه مردک آمده است ریخته مدرسه فیضیه را خراب کرده است. بنده باز مسایل این جوانهاى خودمان را ندیدم و بعد از مباحثه مىروم مىبینم، اول وقتى است که مىروم مىبینم، بروم آنجا یک فاتحهاى بخوانیم براى آنهایى که کشته شدند، یک اظهار تاثرى بکنم براى آنها، اینها که نمىگذارند ما فاتحه هم بگیریم. اگر دهقانها کردند، پس چرا نمىگذارید، فاتحه بگیریم؟ چرا فاتحه تهران را به هم مى زنید؟
سال ٤١، سال مفتضح شدن هیأت حاکمه
سال بدى بود براى اینکه مفتضح شد هیأت حاکمه، مفتضح شد دستگاه جبار و ما نمىخواستیم. ما نمىخواهیم که مملکت ما در خارج معرفى بشود که همچنین عناصر خبیثى سر کارند، ما نمىخواستیم این را. ما مىخواهیم که مملکت ما از آن نقطه اولیش تا آن آخرش جورى باشند، طورى سلوک بکنند که مایه افتخار یک مملکتى باشد، بگویند آقا ما امیر کبیر داریم، وزراء سابق، مشاورین سلاطین سابق علما بودند، على بن یقطین بوده است، گاهى ائمه اطهار علیهمالسلام - بودهاند، حالا مشاورین چه کسانى هستند؟ اسرائیل! مشاورها اسرائیل! از یهود آن بزرگ شده است. دو هزار نفر بهایى را به اقرار خودشان در روزنامه دنیا (بعد فردا مردک نگوید که اشاعه اکاذیب است، در روزنامه دنیا دو هزار نوشته است) اسرائیل بهایى را، اسم بهائى نیاوردهاست، بعضى وابستگان به بعضى از