صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٦
چیزى هم گفته شده است، در هر صورت من خیلى این چیزها را باورم نمى آید، آدم دیرباورى هستم. خوب دیدند که ما امروز مىخواهیم یک چهار تا کلمه نصیحت کنیم آقایان را،گفتند که مبادا از این هم اسم برده بشود، یک اصلاحى کردند، توى رادیو هم دیشب گفته شده است لکن من که حالا باز باور نکردم، اگر نگذارند باور کنم یک روز دیگر هم اینجا صحبت مى کنم، آن وقت این مطلب را مىگویم.
خطر حضور عمال اسرائیل در حکومت.
عمال اسرائیل در ایران، هر جا انگشت مىگذارى مىبینى که یکى از اینها در مراکز حساس، مراکز خطرناک، والله مراکز خطر ناک براى تاج این آقا، ملتفت نیستند اینها، اینها آنها بودند که در شمیران تهران توطئه کردند ناصر الدین شاه را بکشند،مملکت ایران را قبضه کنند، شما تاریخ نگاه کنید، تاریخ که مىدانید. در نیاوران توطئه کردند ،در نیاوران چند نفر رفتند ناصرالدین شاه را ترور کنند و یک عده هم در تهران بودند که حکومت را قبضه کنند. اینها حکومت را از خودشان دانند، اینها در کتابهایشان نوشته اند، در مقالاتشان نوشتند حکومت مال ماست، باید ما یک سلطنت جدیدى به وجود بیاوریم، یک حکومت جدیدى به وجود بیاوریم، حکومت عدل. همین هایى که یک همچنین سوءنظرها و سوء نیت هایى را دارند، از دربار گرفته تا آن آخر مملکت از این اشخاص آنجا موجود است.
آقا بترسید شما از اینها، یک جانورهائى هستند اینها. در وزارتخانه موجود است. من انگشت رویش گذاشتم دیدم، یکى از وزرا گفت نیست این طور، بعد شاهد برایش فرستادم، شاهد برایش فرستادم که با سند نوشته بود که این جورى است. الان هم موجود است و من اسم کثیفش را نمىدانم .در وزارتخانه موجود است، در عرض مىکنم که ارتش موجود است خوب، اى ارتش محترم ! توى دهن اینها بزن، تو مسلمانى صاحب منصبان ارتش بسیارشان مردم خوبى هستند، با من هم گاهى رابطه دارند، یعنى رابطهاى که پیغام مىدهند، اینها بعضیشان خوب هستند خوب جلو بگیرند از اینها، جلو بگیرند از یک اشخاصى که با مذهبشان مخالفند، با تخت و تاجشان مخالفند، با مملکتشان مخالفند ،با استقلالشان مخالفند، با اقتصادشان مخالفند، خوب شما جلو بگیرید، بروید خواهش کنید که اینها را بیرون کنند، از بزرگترها خواهش کنید.
والله من خیر شما را مىخواهم، من مىترسم یک روزى چشمهایتان را باز کنید هستى شما را از بین ببرند اینها، من از این ترسم، یا بگذارید ما آنها را از بین ببریم، من یک روز از بین مىبرم من نمىخواهیم تشنج بشود، شما که میل دارید آرامش باشد خودتان از بین ببرید اگر نبرید یک روزى مىبینید که یک جورى، یک بلد دیگر پیش مى آید، یک وقت یک طور دیگر مىشود،آن وقت نه من مىتوانم جلویش را بگیریم نه شما مىتوانید جلویش را بگیرید. این اوضاعى است که ما مواجه با آن هستیم و مىبینید و مىبینیم و نمى دانم که چه بکنیم، نمىدانم که راه اصلاح چه است.