صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٦٥
مىگویند که ایران سى و سه روز براى خودش مىتواند ارزاق تهیه کند. چه ایرانى؟ آن ایرانى که یک خراسانش براى همه ایران تا آخر سالش بس بود، یک خراسانش، باقىاش را باید بدهند به غیر. اصلاحات ارضى براى ما کردند، چه کردند؟ آن اصلاحات ارضى که خدا ان شاء الله لعنتشان کند، اینها این کار را کردند که زراعت را از دست مردم بکلى گرفت و الان طورى شده است که تمام این چیزهائى که روى هم بگذارند - اگر این مجله راست گفته باشد - سى سه و روز و الا ممکن است کمتر هم باشد. اگر یک روز نیایند این کشتىها و آنهایى که یک بازار درست کردهاند براى این چیزهائى که مىخواهند، آذوقهها را بفرستند اینجا، بازار درست کردهاند، اصلاحات ارضى یعنى بازار درست کردن براى مملکت خارجىاست، اینها گندمهایشان را دریا مىریختند زیاد بود، دریا مىریختند - اصلاحات ارضى - خوب حالا گندم را به ایران مىفرستند و وقتى ایران فرستادند پول مىگیرند، چرا به دریا بریزند؟ زراعت ایران را فلج کردند، حالا همه چیز از آنجا مىآید، همه چیز از خارج مىآید. شما ببینید مجلات را، اینها گاهى وقتها خودشان خیلى با مبالغه، خیلى با مباهات که ما چقدر گندم وارد کردیم، چقدر جو وارد کردیم، چقدر مثلا چه وارد کردیم، خوب بیچاره، اینکه باید خجالت بکشید، شمایى که باید گندم صادر کنید، شما که یک آذربایجانتان بس بود برایتان و باقیش را باید صادر کنید، حالا نشستید مباهات مىکنید که مائیم که باید وارد کنیم! باید خجالت بکشید از این اصلاحات ارضىتان و هکذا و هکذا همه اصلاحاتتان.
من گلهام از آقایان هم این است که آقایان هى جدا نکنند، این جناحها را از خودشان جدا نکنند، این جناحها را،این جناحها را با هم ربط بدهند، از این طرف هم روحانیون باید قدر این جمعیتى که براى اسلام دارند کار مىکنند، براى اسلام دارند چیز مىنویسند،بدانند اینها را باید بیاورند توى کار، آقایان گوشتان را باز کنید،نگویید که این دانشگاهىهاى - عرض کنم که - فاسق، فاجر و کذا، دائما جدا نکنید، آنها شما را جدا کنند که این نمىدانم مرتجع است و قدیمى، کى آخوند مرتجع است؟ آخوند در صف اول پیشروها واقع است، این مرتجع است؟! شما هم از آن طرف بگوئید که این نمىدانم دانشگاهى است و این بىدین است و این نمىدانم چطور و فلان، نخیر غلط است اینها، هر دو با هم دست برادرى بدهید، دست برابرى بدهید، مسائلتان را طرح بکنید. امروز یک فرجه پیدا شده، من عرض مىکنم به شما یک فرجه پیدا شده، اگر این فرجه پیدا نشده بود، این اوضاع امروز نمىشد در ایران، یک فرجهاى است این، اگر الان - از این - غنیمت بشمارند این را، این فرصت است این فرصت را غنیمت بشمارند آقایان، بنویسند، اعتراض کنند، الان نویسندههاى احزاب دارند مىنویسند، امضا مىکنند، مىنویسند، اشکال مىکنند امضا مىکنند، شما هم بنویسید، صد نفر از علما امضا بکنند، مطالب را گوشزد بکنید، اشکالات را بگویید، امروز روزى است که باید گفت و پیش مىبرید و من خوف این را دارم که خداى نخواسته اگر این فرصت از دست برود و اگر این مرد پایش یک خردهاى محکم بشود، همچو لطمهاى بزند به مردم که آن طرفش پیدا نباشد و اولش شما روحانیون هستید، من خوف این را دارم، نگذارید این فرصت از دست برود، با هم بنویسید، بنویسید، اشکالات را