صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٩
نباید یک کسى تا به گوشش خورد که مثلاً مجلسى رضوان الله علیه، محقق ثانى رضوان الله علیه، نمىدانم شیخ بهایى رضوان الله علیه، با اینها روابط داشتند و مىرفتند سراغ اینها، همراهىشان مىکردند، خیال کند که اینها مانده بودند براى جاه و - عرض مىکنم - عزت و احتیاج داشتند به اینکه سلطان حسین و شاه عباس به آنها عنایتى بکنند، این حرفها نبوده در کار، آنها گذشت کردند، یک گذشت، یک مجاهده نفسانى کردهاند براى اینکه این مذهب را به وسیله آنها، به دست آنها ترویج کنند. در یک محیطى که اجازه مىگرفتند که شش ماه دیگر اجازه بدهید ما حضرت امیر را سب کنیم، وقتى جلوگیرى از سب حضرت امیر مىخواستند بکنند (در یکى از بلاد ایران شنیدم اجازه خواستند که خوب شش ماه دیگر صبر کنید ما سباش بکنیم) اینها در یک همچو محیطى که سب حضرت امیر اینطورها بوده و رایج بوده و از مذهب تشیع هیچ خبرى نبود و هیچ اسمى نبوده، اینها رفتهاند مجاهده کردهاند - خودشان را پیش مردم - مردم آن عصر شاید اشکال به آنها داشتند از باب نفهمى، چنانچه حالا هم اگر کسى اشکال کند نمىداند قضیه را، غرض ندارد، نمىداند قضیه را، زمان ائمه هم - خوب - بودند، على بن یقطین از وزرا بود، در زمان ائمه هم بودند، حضرت امیر بیست و چند سال به واسطه مصالح عالیه اسلام در نماز اینها رفت - عرض بکنم که - تبعیت از اینها کرد براى اینکه یک مصلحتى بود که فوق این مسائل بود، سایرائمه (ع) هم گاهى مسالمت مىکردند، یک وقتى نمىشد آنوقت چه مىکردند. مصالح اسلام فوق این مسائلى است که ما خیال مىکنیم، این دسته از علمائى که جانفشانى کردند و خودشان را جورى کردند که حالا شما به آنها اشکال مىکنید از باب اینکه اطلاع بر واقعه ندارید، نه اینکه سوء قصد دارید، نه اینکه سوء نیت دارید، اطلاع از واقعیات ندارید، این آدمسازى است، نه این است که اینها دربارى شدند، اینها مىخواهند آدم بسازند، من گله دارم.
علما پرچمدار نهضتهاى ضد استبدادى.
این راجع به فقهشان و راجع به این جهات و آن مقدارى که من حالا اطلاع داشتم. راجع به جهت سیاسى که اینها داشتند، آن مقدارى که من مطلعم و نزدیک بوده به ما، نهضتهایى که واقع شده است بر خلاف چیزهایى که مخالف مصالح اسلام بوده، در این صد و چند سال یکى از آنها قضیه تنباکو بود که همه مطلع هستید، میرزا(رضوان الله علیه) میرزاى شیرازى بزرگ (رضوان الله علیه) امر فرمود و علماى ایران، علماى بلاد ایران (رضوان الله علیهم) که در رأسشان میرزاى آشتیانى بود در تهران، اجرا کردند این مطلب را و دولت ساقط شده ایران را زنده کردند. ساقط کرده بودند اینها براى یک مقدار کمى که مىخواستند بروند تعیش کنند و دورهگردى کنند، اینها فروخته بودند ایران را به خارجىها و میرزاى شیرازى (رضوان الله علیه) امر فرمود و سایر علماى ایران جانفشانى کردند و زجر کشیدند، زحمت کشیدند، قیام کردند، مردم را به قیام وا داشتند تا اینکه لغو شد. این نهضت در مقابل استبداد و مشروطیت، این نهضت از نجف شروع شد به دست علما، در ایران هم با دست علما بود