صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٣
و فاقه غوطهور ساخته. ظاهر تهران را آراسته و از دسترنج ملت براى عمال خود عمارات چند طبقه بنا مىکند ولى در دهات و قصبات که قسمت عمده جمعیت ایران را تشکیل مىدهند از مواهب اولیه زندگى خبرى نیست و اکنون وعده بیست و پنج ساله به مردم مىدهد ولى مردم آگاه ایران توجه دارند که این وعده او پوچ و عارى از حقیقت است. قدرت کشاورزى از کشور سلب گردیده، وضع کشاورزان و کارگران روز به روز وخیمتر شده و از صنعتى شدن مستقل و غیر وابسته جز اسمى نیست و نخواهد بود مگر اینکه به خواست خداى قادر این رژیم پوسیده تغییر کند.
با تمام شدن ذخیره نفت به دست این رژیم، آنچنان فقرى به ملت روى مىآورد که جز تن به اسارت دادن راهى ندارد. ملت شریف ایران که نه زراعت دارد و نه صنعت، باید با فقر و فلاکت دست به گریبان باشد و یا به عملگى براى سرمایه داران تن در دهد.
شاه در راس مخالفین قانون اساسى و مشروطیت
شاه از مشروطه و قانون اساسى دم مىزند در صورتى که خود او در راس مخالفین قانون اساسى و مشروطیت، اساس مشروطه را از بین برده است که نمونه بارز آن مصاحبه و جنجال اخیر است. اجبار ملت به ورود در حزب، نقض قانون اساسى است. اجبار مردم به تظاهر در موافقت و پایکوبى و جنجال در امرى که مخالف خواسته آنهاست، نقض قانون اساسى است. سلب آزادى مطبوعات و دستگاههاى تبلیغاتى و اجبار آنها به تبلیغ بر خلاف مصالح کشور، نقض قانون اساسى است. تجاوز به حقوق مردم و سلب آزادىهاى فردى و اجتماعى، نقض قانون اساسى است. انتخابات قلابى و تشکیل مجلس فرمایشى، محو مشروطیت و نقض قانون اساسى است. ایجاد پایگاههاى نظامى و مخابراتى و جاسوسى براى اجانب، مخالفت با مشروطیت است. مسلط نمودن اجانب و عمال کثیف آنها از قبیل اسرائیل، بر بهترین اراضى مملکت و کوتاه کردن دست ملت را از آن نقض قانون اساسى و خیانت به کشور است. اجازه سرمایهگذارى به اجانب و مسلط کردن آنها بر تمام شؤون مملکت و غارت ذخائر نفتى به اسمحاکمیت ملى و کوتاه کردن دست ملت از فعالیتهاى اقتصادى، خیانت به ملت و نقض قانون اساسى است. مصونیت دادن به اجانب و عمال آنها، مخالفت با مشروطه و قانون اساسى است و اصولاً دخالت شاه (که به حسب نص قانون اساسى مقام غیر مسؤولى است) در امور کشور و قواى مملکت بازگشت به دوران سیاه استبداد و نقض قانون اساسى است.
بدبختىهاى ملت در لواى انقلاب سفیدى که شاه هم قلابى بودن آن را فاش کرد
این شخص باز از انقلاب سفید دم مىزند، انقلابى که موجب سیهبختى ملت شده و مىباشد، انقلابى که جز فلج کردن قواى فعاله ملت اثرى نداشت، انقلابى که پس از ده سال خود شاه هم قلابى بودن آن را فاش کرد، انقلابى که مىخواهد فرهنگ استعمارى را تا دورترین قراء و قصبات کشانده و جوانان کشور را آلوده کند، باید مخالف این به اصطلاح انقلاب به شکنجهگاه برود و از حقوق