صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٩
گفتهاند و یکى از علماى قم به من گفت که در قم ٤٠٠ نفر را کشتهاند و روى هم رفته گفته مىشود که ١٥ هزار مردم را قتل عام کردهاند، ما جشن بگیریم؟! براى اینها ما باید جشن بگیریم؟! خوبهاى اینها شقاوت داشتند، یکى از آنهایى که جزو خوبها حسابش مىکنند و شاید فواتح برایش خوانده مىشود، براى خاطر اینکه یک وقت به کالسکه او جسارت کرده بود یک فوج گرسنه، در بین راه حضرت عبدالعظیم یک فوج گرسنهاى نان خواسته بودند، گرسنه بودند، بیچاره بودند، یک سنگى هم پرت شده بود یا کرده بودند به طرف کالسکه او، گفته بود ایشان که اینجا فوج را طناب بیندازید. بردند به طناب انداختند عده کثیرى رابا طناب خفه کردند و یکى از وزراء بزرگ، اطراف ایران رفت اعتراض کرد که آقا اینها بنده خدا هستند، چرا این طور مىکنید؟ این خوبهایشانند بدهایشان که وا مصیبت است ما داریم مىبینیم.
اینها با هفت معاء مىخورند با هفت معاء، اصلا اعتنا به این که یک ملتى است که این ملت باید زندگى بکند، ندارند، هر روز - هر روز نه البته، بسیارى از اوقات به ما مىنویسند که (اجازه بدهید فلان جا حمام درست کنیم). پس چه شد این حرفهاى شما که مىگوئید همه ایران در رفاه هستند؟ همه ایران در رفاه هستند و بچههایشان را مىفروشند؟ براى گرسنگى در رفاهند همه ایران؟! چه رفاهى الان براى ایران هست؟ بازار ایران را دارند الان چپاول مىکنند که یک مقداریش را خرج این جشن مفتضحانه بکنند، باقیش هم خودشان مصرف کنند یا مامورین مصرف کنند. سرمایه مردم و مسلمین بیچاره را صرف این مىکنند و از بودجه خود مملکت چقدرها، چقدر میلیونها، دهها میلیون خرج یک همچنین ملعبهاى، یک همچنین مضحکهاى مىکنند، براى چه؟ براى هواى نفس، همین که گفته بشود که ما آنیم که جشن گرفتیم و ما مفاخرمان این است که آقا محمد قجر داشتیم، مفاخرمان این است که نادر قلى داشتیم. یک آدم مزخرف سفاک این آدم بود که خدا مىداند چهها بود. اینها جشن دارند؟ مسلمین باید عزا بگیرند براى این طور حکومتها، جشن براى او باید بگیرند که وقتى که احتمال این را مىدهد که در آخر مملکت یک گرسنهاى باشد، به خودش گرسنگى مىدهد کسى که کنار مسجد، دارالامارهاش و دکة القضاة او، همین مسجد کوفه یک گوشهاى از مسجد کوفه دکة القضاة او در آن هست و روى زمین مىنشیند و یاکل کما یاکل العبید ویمشى کما یمشى العبید.
وقتى هم پیراهن گیرش مىآید پیراهن نو را به قنبر مىدهد، پیراهن کهنه را خودش برمىدارد و آستینش هم که بلند است پاره مىکند همان طور مىپوشد و مىرود خطبه مىخواند، یک مملکتى هم دارد که ده مقابل مملکت ایران است، این جشن دارد.
تکلیف علما و روحانیون براى نجات اسلام و مسلمین.
آقا به هوش بیایید، نجف را بیدار کنید اعتراض کنید. اگر صد تا تلگراف از نجف برود که با کمال ادب، آقاى کذا و کذا، اعلى کذا، با کمال ادب، بگوید که آقا این گرسنهها را سیر کنید، این مقدار خرجى که براى این امور مىخواهى بکنى خرج این ملت بیچاره گرسنه بکن. خرج این ورشکستههاى