صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٧
اولتیماتومى از دولت روس آمد به ایران که اگر فلان قضیه را انجام ندهید (که من حالا هیچى از آن را یادم نیست) ما از فلان جا که قزوین ظاهرا بوده است مىآئیم به تهران و تهران را مىگیریم و دولت ایران هم فشار آورد به مجلس که باید این را تصویب کند. یکى از مورخین، مورخین آمریکائى مىنویسد که یک روحانى با دست لرزان آمد پشت تریبون ایستاد و گفت آقایان اگر بناست ما از بین برویم چرا با دست خودمان برویم، رد کرد، مجلس به واسطه مخالفت او جرات پیدا کرد و رد کرد و هیچ غلطى هم نکردند، روحانى این است، یک روحانى توى مجلس بود نگذاشت آن قلدر شوروى را، روسیه سابق را، پیشنهاد اولتیماتومش را یک روحانى ضعیف، یک مشت استخوان رد کرد. امروز هم باید روحانى نباشد، براى همین قطع ید روحانى باید بکنند تا به آمال و آرزوى خودشان برسند، من چه بگویم؟
بر ملت است که فریاد بزند چرا ما را فروختید.
این قدر انباشته است مطالب،این قدر مفاسد در این مملکت زیاد است که من با این حالم، با این سینهام، با این وضعم نمىتوانم عرضه بکنم، نمىتوانم مطالب را به آن مقدارى که مىدانم به عرض شما برسانم لکن شما موظفید به رفقایتان بگوئید، آقایان موظفند ملت را آگاه کنند، علماء موظفند ملت را آگاه کنند، ملت موظف است که در این امر صدا در بیاورد، با آرامش عرض برساند، به مجلس اعتراض کند، به دولت اعتراض کند که چرا یک همچنین کارى کردید؟ چرا ما را فروختید؟ مگر ما بنده شما هستیم؟
دولت و مجلس غیرقانونى و خائن به اسلام و ملتند.
شما که وکیل ما نیستید، وکیل هم بودید، اگر خیانت کردید به مملکت خود به خود از وکالت بیرون مىروید، این خیانت به مملکت است. خدایا اینها خیانت کردند به مملکت ما. خدایا دولت به مملکت ما خیانت کرد، به اسلام خیانت کرد، به قرآن خیانت کرد. وکلاى مجلسین خیانت کردند، آنهایى که موافقت کردند با این امر، وکلاى مجلس سنا خیانت کردند، این پیرمردها، وکلاى مجلس شورا آنهائى که راى دادند خیانت کردند به این مملکت، آنها وکیل نیستند، دنیا بداند اینها وکیل ایران نیستند اگر هم بودند من عزلشان کردم، از وکالت معزولند، تمام تصویب نامههائى که تا حالا نوشتهاند، تمامش غلط است. از اول مشروطه تا حالا بر حسب نص قانون، به حسب نص قانون، قانون را اگر قبول دارند به حسب نص، به حسب نص قانون، بر حسب اصل دوم متمم قانون اساسى تا مجتهدین نظارت نکنند در مجلس، قانون هیچى نیست، کدام مجتهد نظارت مىکند الان؟ اگر پنج تا ملا تو این مجلس بود، اگر یک ملا تو این مجلس بود تو دهن اینها مىزد، نمىگذاشت این کار بشود. من به آنان که به ظاهر مخالفت کردند،این حرف دارم به آنها، چرا آقا خاک تو سرتان نریختید؟ چرا پانشدید یقه آن مردک را بگیرى؟ همین من مخالفم و سر جاى خود بنشینید و آن همه تملق بگوئید؟! مخالفت این است؟