صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠
کنند و بگوید و نفهمد چه مىگوید و بکند و نفهمد چه مىکند.
قضیه، معارضه با اسلام است
دیدیم که از اولى که این دولت بیسواد و بىحیثیت روى کار آمد، از اول هدف، اسلام را قرار داد، در روزنامهها با قلم درشت نوشتند که بانوان را حق دخالت در انتخابات دادهاند لکن شیطنت بود، براى انعکاس نظر عامه مردم به آن موضوع بود که نظرشان به الغاى اسلام و الغاى قرآن، درست نیفتد و لهذا در اولى که اینجا ما متوجه شدیم و اجتماع شد و آقایان مجتمع شدند با هم براى علاج کار، توجه ما در دفعه اول منعطف شد به همان قضیه، بعد که مطالعه کردیم، دیدیم آقا قضیه، قضیه بانوان نیست، این یک امر کوچکى است، قضیه معارضه با اسلام است. منتخب و منتخب، مسلمان لازم نیست باشد، حلف به قرآن لازم نیست باشد، قرآن را میخواهیم چه کنیم؟! بعد که مصادف شدند با تودهنى از ملت مسلم، تعبیر کردند حرفشان را به اینکه خیر مراد ما از کتاب آسمانى قرآن است. ما هم از آنها پذیرفتیم به حسب ظواهر شرع لکن به مجرد اینکه اینها یک چند نفر عمله را دور خودشان دیدند و یک زنده باد و مرده باد را دیدند، باز همان مسائل خبیثشان را از سر گرفتند، همان مطلبى را که ابطال کرده بودند دوباره از سر گرفتند، دوباره تساوى حقوق من جمیع الجهات تساوى حقوق من جمیع الجهات پایمال کردن چند تا حکم ضرورى اسلام است، نفى کردن چند تا حکم صریح قرآن است. بعدش باز دیدند که مصادف شد با یک ناراحتىها و یک حرفها و یک چیزهایى، حاشا کردند، وزیرشان یک جا حاشا کرد، امیرشان یک جا حاشا کرد. در روزنامهها به صراحت لهجه نوشتند که بردن بانوان به سربازى، تصویبش در دست تنظیم است لکن بعد از آنکه دیدند که خیلى فضاحت بار آمد، مردم ناراحت شدند، همان نوکرهاى ارباب به حسب واقع هم ناراحت شدند، وقتى دیدند ناراحت شدند، گفتند اکاذیب است. پرونده سازى خواستند بکنند، پرونده سازىهاى بچگانه، مضحک بکنند.
حمله عمال رژیم تحت لواى دهقانها به اسلام و مراکز علم.
این سال بد بود براى اینکه حمله به اسلام زیاد شد، حمله به قرآن زیاد شد، مراکز علم را کوباندند به حسب توهم خودشان، بچههاى ما را، عزیزهاى ما را زدند، سرهایشان را شکستند، پاهایشان را شکستند، بعضىشان را کشتند، ازپشت بامها انداختند. اگر اینها دهقانها بودند پس چرا این دستگاه انتظامى کمکشان مىکرد؟ اینکه دیگر مخفى نبود، این را صدهزار جمعیت از توى خیابانها و از توى شهر و از توى مدرسه خوب مىدیدند که دستگاه شهربانى دارد کمک مستقیم مىکند، این دهقانها را کمک مىکرد بر ضد اسلام. اگر راست مىگویند که دهقانها بودند، پس چرا وقتى که مرضاى ما را بردند در مریضخانهها، شهربانى و اینها فرستادند گفتند: دشمنهاى اعلیحضرت رامىبرید در مریضخانه؟ پدرتان را در مىآوریم، اینها باید بروند. اگر دهقانها بودند، به