انسان و ایمان
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨
دارد و در پرتو آگاهیها و شناختهای خویش برای رسیدن به آن خواستهها و مطلوبها در تلاش است تفاوتش با سایر جانداران در شعاع و وسعت و گستردگی آگاهیها و شناختها، و از نظر تعالی سطح خواستهها و مطلوبها است. اینست آنچه به انسان مزیت و تعالی بخشیده و او را سایر جانداران جدا ساخته است .
شعاع آگاهی و سطح خواسته حیوان
آگاهی حیوان از جهان تنها به وسیله حواس ظاهره است از اینرو سطحی و ظاهری است ، به درون و روابط درونی اشیاء نفوذ نمیکند ثانیا فردی و جزئی است ، از کلیت و عمومیت برخوردار نیست ثالثا منطقهای است ، محدود به محیط زیست حیوان است و به خارج محیط زیست او راه پیدا نمیکند رابعا حالی است ، یعنی بسته به زمان حال است ، از گذشته و آینده بریده است حیوان نه از تاریخ خود یا جهان آگاه است و نه درباره آینده میاندیشد و نه تلاشش به آینده تعلق دارد . حیوان از نظر آگاهی ، هرگز از چهارچوب ظواهر ، فردیت و جزئیت ، محیط زیست ، زمان حال خارج نمیگردد ، در این چهار زندان برای همیشه محبوس است و اگر احیانا خارج شود نه آگاهانه و از روی شعور و انتخاب است ، بلکه تحت تسخیر اجباری طبیعت و به صورت غریزه و ناآگاهانه و غیر شاعرانه است . سطح خواستهها و مطلوبهای حیوان ، مانند شعاع شناخت و