انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠
" عهد عتیق " سفر پیدایش آمده است . در باب دوم آیه ١٦ و ١٧ سفر پیدایش درباره آدم و بهشت و شجره ممنوعه چنین آمده است : " خداوند ، آدم را امر فرموده گفت : از همه درختان باغ بی ممانعت بخور ، اما از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری زیرا روزی که از آن خوردی هر آینه خواهی مرد " در آیات ١ - ٨ از باب سوم میگوید : " و مار از همه حیوانات صحرا که خدا ساخته بود هوشیارتر بود و به زن ( حوا ) گفت : آیا خدا حقیقتا گفته است که از همه درختان باغ نخورید زن به مار گفت از میوه درختان باغ میخوریم لکن از میوه درختی که در وسط باغ است خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس نکنید مبادا بمیرید مار به زن گفت هر آینه نخواهید مرد بلکه خدا میداند در روزی که از آن بخورید چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکو است و به نظر خوشنما و درختی دلپذیر و دانش افزا ، پس ، از میوهاش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند پس برگهای انجیر دوخته ، سترها برای خویشتن ساختند " . در آیه ٢٣ از همین باب میگوید : " و خداوند خدا گفت همانا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک و بد گردیده اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد و تا به ابد زنده ماند " . طبق این برداشت از انسان و خدا و آگاهی و عصیان ، امر