انسان و ایمان
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤
دینی ناشی گردد و برای خدا انجام شود و در قلمرو " عبادت " قرار گیرد.
ب . نقش ایمان در بهبود روابط اجتماعی
انسان مانند برخی از جانداران دیگر ، اجتماعی آفریده شده است ، فرد به تنهائی قادر نیست نیازهای خویش را برطرف سازد ، زندگی باید به صورت یک " شرکت " درآید که همه در وظایف و بهرهها سهیم باشند و یک نوع " تقسیم کار " میان افراد برقرار شود ، با این تفاوت میان انسان و سایر جاندارهای اجتماعی مانند زنبور عسل که در آنها تقسیم کار و وظیفه به حکم غریزه و به فرمان طبیعت صورت گرفته است ، و امکان هر نوع تخلف و سرپیچی از آنها گرفته شده است ، بر خلاف انسان که موجودی آزاد و مختار است و کار خویش را آزادانه و به عنوان " وظیفه " و " تکلیف " باید انجام دهد به عبارت دیگر آن جاندارها همانطور که نیازهاشان اجتماعی است ، غرایز اجتماعی نیز به صورت جبری حاکم بر آنهاست انسان نیازهایش اجتماعی است بدون آنکه چنان غرایزی بر او حکومت کند غرایز اجتماعی انسان به صورت یک سلسله " تقاضا " در باطن انسان وجود دارد که در سایه تعلیم و تربیت باید پرورش یابد . زندگی سالم اجتماعی آن است که افراد قوانین و حدود و حقوق یکدیگر را محترم شمارند ، عدالت را امری مقدس به حساب آورند ، به یکدیگر مهر بورزند ، هر یک برای دیگری آن را دوست بدارد که برای خود دوست میدارد و آن را نپسندد که برای خویش نمیپسندد ، به یکدیگر اعتماد و اطمینان داشته باشند ، ضامن اعتماد