انسان و ایمان

انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠

علیه خود آن طبقه و از گروهی علیه منافع خود آن گروه ، بلکه شورانیدن یک‌ فرد علیه تبهکاری شخص خودش ، کاری است که اسلام فراوان در طول تاریخ‌ کرده و می‌کند اسلام به حکم آنکه دین است و در درونی‌ترین لایه‌های وجود انسان نفوذ می‌کند ، و از طرف دیگر برفطرت انسانی انسان تکیه دارد ، قادر است فرد را علیه تبهکاری خودش بر آشوباند و بشوراند و انقلاب خود علیه خود به وجود آورد که نامش " توبه " است ایدئولوژیهای گروهی و طبقاتی تنها قدرت انقلابی‌شان شورانیدن فرد علیه فرد دیگر ، یا طبقه علیه‌ طبقه دیگر است ولی هرگز قادر نیستند انقلاب فرد علیه خود بر پا کنند ، همچنانکه قادر نیستند فرد را در درون خود از ناحیه خود تحت مراقبت و کنترل قرار دهند .
اسلام به حکم اینکه مذهب است - و به حکم اینکه دین خاتم است بیش از هر مذهب آسمانی دیگر - برای بر پا داشتن عدالت اجتماعی آمده است [١] و قهرا هدفش نجات محرومان و مستضعفان ، و نبرد و ستیز با ستم پیشگان‌ است اما مخاطب اسلام تنها محرومان و مستضعفان نیستند ، همچنانکه حامیان‌ خود را تنها از این طبقه جلب نکرده است اسلام حتی از میان طبقاتی که به‌ نبرد با آنها برخاسته است ، با تکیه به نیروی مذهب از یک طرف و برفطرت انسانی انسان از طرف دیگر ، به گواهی تاریخ سرباز گرفته است‌ اسلام تئوری پیروزی انسانیت بر حیوانیت ، علم بر جهل ، عدالت بر ظلم ، مساوات بر تبعیض ،


[١] حدید : ٢٥ ( لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط » . . . ) و اعراف : ٢٩ ( قل امر ربی‌

بالقسط ») . . .