انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥
حیوانیت خویش برخوردار نیست یعنی نظر همان گروه تایید میشود که منکر یک تمایز اساسی میان انسان و حیواناند . طبق این نظریه نه تنها اصالت گرایشهای انسانی ، اعم از حقیقت گرائی ، خیرگرائی ، زیبائی گرائی و خداگرائی نفی میشود ، اصالت واقعگرائی از دید انسان درباره جهان و واقعیت نیز نفی میشود زیرا هیچ دیدی نمیتواند فقط " دید " باشد ، بیطرفانه باشد ، هر دیدی یک گرایش خاص مادی را منعکس میکند و جز این نمیتواند باشد . عجب این است که برخی از مکاتب که چنین نظر میدهند ، در همان حال از انسانیت و انسانگرائی و اومانیسم دم میزنند ! حقیقت این است که سیر تکاملی انسان از حیوانیت آغاز میشود و به سوی انسانیت کمال مییابد این اصل ، هم درباره فرد صدق میکند و هم درباره جامعه انسان در آغاز وجود خویش جسمی مادی است ، با حرکت تکاملی جوهری تبدیل به روح یا جوهر روحانی میشود " روح انسان " در دامن جسم او زائیده میشود و تکامل مییابد و به استقلال میرسد حیوانیت انسان نیز به منزله لانه و آشیانهای است که انسانیت او در او " رشد " مییابد و متکامل میشود همانطور که خاصیت تکامل است که موجود متکامل به هر نسبت که تکامل پیدا میکند مستقل و قائم به ذات و حاکم و مؤثر بر محیط خود میشود انسانیت انسان چه در فرد و چه در جامعه ، به هر نسبت تکامل پیدا کند ، به سوی استقلال و حاکمیت بر سایر جنبهها گام بر میدارد یک فرد انسان تکامل یافته فردی است که بر