انسان و ایمان

انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١

خدا ( دین ) این است که انسان عارف نیک و بد نگردد و آگاه نشود ، شجره‌ ممنوعه ، شجره آگاهی است ، انسان با عصیان و تمرد امر خدا ( با سرپیچی‌ از تعلیمات شرایع و پیامبران ) به آگاهی و معرفت می‌رسد و به همین دلیل‌ از بهشت خدا رانده می‌شود . بر اساس این برداشت ، همه وسوسه‌ها ، وسوسه آگاهی است ، پس شیطان‌ وسوسه‌گر ، همان عقل است . برای ما مسلمانان که از قرآن آموخته‌ایم خداوند همه اسماء ( حقایق ) را به آدم آموخت و آنگاه فرشتگان را امر فرمود که آدم را سجده کنند و شیطان‌ از آن جهت رانده درگاه شد که بر خلیفه الله آگاه به حقایق سجده نکرد ، و سنت به ما آموخته است که شجره ممنوعه ، طمع ، حرص و چیزی از این مقوله‌ بود یعنی چیزی که به حیوانیت آدم مربوط می‌شد نه به انسانیت او ، و شیطان وسوسه‌گر همواره بر ضد عقل و مطابق هوای نفس حیوانی وسوسه می‌کند و آنچه در وجود انسان مظهر شیطان است ، نفس اماره است نه عقل آدمی ، آری‌ برای ما که چنین آموخته‌ایم ، آنچه در سفر پیدایش می‌بینیم سخت شگفت‌آور است . همین برداشت است که تاریخ تمدن اروپا را در هزار و پانصد سال اخیر به‌ عصر ایمان و عصر علم تقسیم می‌کند ، و علم و ایمان را در مقابل یکدیگر قرار می‌دهد ، در صورتی که تاریخ تمدن اسلامی تقسیم می‌شود به عصر شکوفائی‌ که عصر علم و ایمان است ، و عصر انحطاط که علم و ایمان تواما انحطاط یافته‌اند ما مسلمانان باید خود را از این برداشت غلط که خسارتهای جبران‌ ناپذیر بر علم و