انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨
مطرح کنیم و تفصیل آنها را به فرصتی مناسبتر موکول مینماییم . الف . ایدئولوژیها دو گونهاند : انسانی و گروهی ایدئولوژیهای انسانی یعنی ایدئولوژیهائی که مخاطب آنها نوع انسان است نه قوم یا نژاد یا طبقه خاص ، و داعیه نجات نوع انسان را دارد نه نجات و رهائی گروه یا طبقه معین ، طرحی را که ارائه میدهد شامل همه انسانهاست نه دسته مخصوصی ، پشتیبانان و حامیانی که جلب میکند از میان همه قشرها ، گروهها ، ملتها و طبقات است نه یک قشر یا گروه معین . ایدئولوژی گروهی ، برعکس ، مخاطبش گروه یا طبقه یا قشر خاص است و داعیه رهائی و نجات یا سیادت و برتری همان گروه را دارد و مخاطبش هم تنها همان گروه است و طرحی هم که ارائه میدهد ویژه همان گروه است و تنها از میان همان گروه هم پشتیبان و حامی جذب میکند و سرباز میگیرد . هر یک از این دو نوع ایدئولوژی ، مبنی بر نوعی دید درباره انسان است ایدئولوژی عام و انسانی مانند ایدئولوژی اسلامی نوعی شناخت از انسان دارد که از آن به فطرت تعبیر میشود از نظر اسلام ، انسان در جریان خلقت ، مقدم بر تاثیر عوامل تاریخی و عوامل اجتماعی ، دارای بعد وجودی خاص شده و استعدادهایی والا که او را از حیوان متمایز میکند و به او هویت میبخشد به او داده شده است طبق این نظر انسان در متن خلقت او نوعی شعور و وجدان نوعی که در همه انسانها وجود دارد بهرهمند شده و همان وجدان فطری به او تعین نوعی و صلاحیت دعوت ، مخاطب واقع شدن ، حرکت و جنبش داده است این ایدئولوژیها با تکیه به وجدان فطری مشخص نوع انسان دعوت خود را آغاز میکنند و حرکت میآفرینند .