انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠
او و امثال او وظیفه و مسؤولیت خویش را انجام ندادهاند این اندیشه طبعا
او را به غیرت میآورد و با خوشبینی و امیدواری به حرکت و جنبش وا
میدارد .
اما یک فرد بی ایمان در کشور هستی ، مانند فردی است که در کشوری
زندگی میکند که قوانین و تشکیلات و تاسیسات کشور را فاسد و ظالمانه
میداند ، و از قبول آنها هم چارهای ندارد درون چنین فردی ، همواره پر از
عقده و کینه است او هرگز به فکر اصلاح خودش نمیافتد ، بلکه فکر میکند در
جائی که زمین و آسمان برناهمواری است ، سراسر هستی ظلم و جور و نادرستی
است ، درستی ذرهای مانند من چه اثری دارد ؟ ! چنین کسی هرگز از جهان
لذت نمیبرد جهان برای او همواره مانند یک زندان هولناک است این است
که قرآن کریم میفرماید :
« و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا »[١] .
هر کس از توجه و یاد من رو برگرداند ، زندگیئی تنگ و پر از فشار
خواهد داشت
آری ، ایمان است که زندگی را در درون جان ما برما وسعت میبخشد و مانع
فشار عوامل روحی میشود .
دومین اثر ایمان مذهبی از نظر بهجت زائی و انبساط آفرینی ، " روشندلی
" است انسان همینکه به حکم ایمان مذهبی جهان را به نور حق و حقیقت
روشن دید ، همین روشن بینی ، فضای روح او را روشن میکند و در حکم چراغی
میگردد که در درونش روشن شده
[١] طه : . ١٢٤