انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩
آگاهیش از جهان در محدودهای خاص است اولا مادی است ، از حدود خوردن و آشامیدن و خوابیدن و بازی کردن و خانه و لانه گرفتن و استفاده از جنس مخالف بالاتر نمیرود برای حیوان ، خواسته و مطلوب معنوی ، ارزش اخلاقی و غیره مطرح نیست ثانیا شخصی و فردی است ، مربوط به خودش و حداکثر به جفت و فرزندش ثالثا منطقهای است ، مربوط است به محیط زیست خودش رابعا حالی است و به زمان حال تعلق دارد . یعنی همان محدودیتهایی که بعد ادراکی وجود حیوان دارد ، بعد خواهشها و گرایشهای وجودش دارد حیوان از این نظر نیز در محدوده خاصی زندانی است . حیوان اگر هدفی را تعقیب کند و به سوی غایتی حرکت کند که از این محدوده خارج باشد ، مثلا به نوع تعلق داشته باشد نه به فرد ، به آینده تعلق باشته باشد نه به حال - مانند آنچه در بعضی حیوانات اجتماعی از قبیل زنبور عسل مشاهده میشود - ناآگاهانه و به حکم غریزه و فرمان مستقیم نیروئی است که او را آفریده و جهان را تدبیر میکند .
شعاع آگاهی و سطح خواسته انسان
قلمرو انسان چه در ناحیه آگاهیها و بینشها و شناختها و چه در ناحیه خواستهها و مطلوبها بسی وسیعتر و گستردهتر و متعالیتر است . آگاهی انسان و شناخت او ، از ظواهر اشیاء و پدیدهها عبور