انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤
سعادت چیست ؟ و با چه چیزهائی محقق میشود ؟ شقاوت چیست ؟ و عوامل آن کدام است ؟ هنوز به صورت یک مجهول مطرح است او ناشناخته باقی مانده است چرا ؟ چون هنوز که هنوز است خود بشر و استعدادها و امکاناتش ناشناخته است مگر ممکن است خود بشر ناشناخته بماند و سعادتش که چیست و با چه میسر میشود شناخته گردد ؟ ! بالاتر اینکه ، انسان موجودی اجتماعی است زندگی اجتماعی هزارها مسئله و مشکل برایش به وجود میآورد که باید همه آنها را حل کند و تکلیفش را در مقابل همه آنها روشن نماید ، وچون موجودی است اجتماعی ، سعادتش ، آمارنهایش ، ملاکهای خیر و شرش راه و روشش ، انتخاب وسیلهاش ، با سعادتها و آرمانها و ملاکهای خیر و شرها و راه و روشها و انتخاب وسیلههای دیگران آمیخته است ، نمیتواند راه خود را مستقل از دیگران برگزیند ، سعادت خود را باید در شاهراهی جستجو کند که جامعه را به سعادت و کمال برساند . و اگر مساله حیات ابدی و جاودانگی روح ، و تجربه نداشتن عقل نسبت به نشئه ما بعد نشئه دنیا را در نظر بگیریم مساله بسی مشکلتر میشود . اینجاست که نیاز به یک مکتب و ایدولوژی ، ضرورت خود را مینمایاند ، یعنی نیاز به یک تئوری کلی ، یک طرح جامع و هماهنگ و منسجم که هدف اصلی ، کمال انسان و تامین سعادت همگانی است ، و در آن ، خطوط اصلی و روشها ، بایدها و نبایدها ، خوبها و بدها ، هدفها و وسیلهها ، نیازها و دردها و درمانها ، مسؤولیتها