انسان و ایمان

انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣

در اینکه نیروی عقل و تفکر و اندیشه برای تدبیرهای جزئی و محدود زندگی‌ ضروری و مفید است بحثی نیست انسان در زندگی همواره مواجه با مسائلی‌ است از قبیل انتخاب دوست ، انتخاب رشته تحصیلی ، انتخاب همسر ، انتخاب شغل ، مسافرت ، معاشرت ، تفریح ، فعالیتهای نیکوکارانه ، مبارزه با کژیها و ناراستیها و بدون شک در همه اینها نیازمند به تفکر و اندیشه و تدبیر است و هر چه بیشتر و بهتر بیندیشد موفقیت بیشتری کسب‌ می‌کند ، و احیانا نیازمند به استمداد از تفکر و تجربه دیگران می‌شود ( اصل‌ مشورت ) در همه این موارد جزئی ، انسان طرح تهیه می‌کند و آن را به مرحله‌ اجرا در می‌آورد . در دایره کلی و وسیع چطور ؟ آیا انسان قادر است طرحی کلی برای همه‌ مسائل زندگی شخصی خود که همه را در بر گیرد و منطبق بر همه مصالح زندگی‌ او باشد بریزد ؟ یا قدرت طرح ریزی فکری فردی ، در حدود مسائل جزئی و محدود است و احاطه بر مجموع مصالح زندگی که سعادت همه جانبه را در برگیرد از عهده نیروی عقل بیرون است ؟ می‌دانیم که برخی فیلسوفان به چنین " خودکفائی " معتقد بوده‌اند ، مدعی‌ شده‌اند که راه سعادت و شقاوت را کشف کرده‌ایم و با اعتماد به عقل و اراده ، خویشتن را خوشبخت می‌سازیم . اما از طرف دیگر می‌دانیم که در جهان دو فیلسوف یافت نمی‌شوند که در پیدا کردن این راه ، وحدت نظر داشته باشند خود سعادت که غایت اصلی و نهائی است و در ابتدا مفهومی واضح و بدیهی به نظر می‌رسد یکی از ابهام‌ آمیزترین مفاهیم است . اینکه