انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
برنامهریز و تئوریسین و تعیین کننده راه و روش و وسیله ، عقل فردی است که البته با میزان معلومات و اطلاعات و آموختهها و نیرومندی قضاوت او بستگی دارد . فعالیت تدبیری ، فرضا به اوج کمال خود برسد ، برای انسانی شدن فعالیتهای انسان کافی نیست فعالیت تدبیری انسان ، شرط لازم انسانیت است ، زیرا نیمی از انسانیت انسان را عقل و علم و آگاهی و تدبیر او تشکیل میدهد ، اما شرط کافی نیست فعالیت انسانی آنگاه انسانی است که علاوه بر عقلانی بودن و ارادی بودن ، در جهت گرایشهای عالی انسانیت باشد و لااقل با گرایشهای عالی در تضاد نباشد ، والا جنایت آمیزترین فعالیتهای بشری احیانا با تدبیرها و تیزهوشیها و مال اندیشیها و طرح ریزیها و تئوری سازیها صورت میگیرد نقشههای شیطانی استعماری بهترین شاهد مدعا است در اصطلاحات دینی اسلامی ، نیروی تدبیر ، آنجا که از گرایشهای انسانی و ایمانی جدا میشود و در خدمت اهداف مادی و حیوانی قرار میگیرد " نکرا " و " شیطنت " نامیده شده است بگذریم از این جهت که فعالیت تدبیری ، لزوما انسانی نیست ، بلکه اگر بر محور هدفهای حیوانی باشد ، از فعالیتهای التذاذی حیوانی بسی خطرناکتر است مثلا حیوانی به خاطر پر کردن شکم خود حیوانی یا انسانی را میدرد ، ولی انسان تدبیرگر حسابگر برای مقصودی در همین حد ، شهرهایی را ویران و صدها هزار نفر نفوس بیگناه را به آتش میکشد آری ، بگذریم از این جهت ، آیا اهداف عقل از نظر مجموع مصالح فردی کافی است ؟ به عبارت دیگر : حد کارآیی عقل فردی از نظر ارائه مصالح فردی چیست ؟