انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩
اینگونه کارها ، کارهائی است موافق و ملایم با میل ، و مستقیما با لذت و رنج سر و کار دارد کار لذت آور با نوعی جاذبه ، انسان را به سوی خود میکشد و کار رنج آور با نوعی دافعه ، انسان را از خود دور میسازد . فعالیتهای تدبیری کارهائی است که خود آن کارها جاذبه یا دافعهای ندارند و غریزه و طبیعت ، انسان را به سوی آن کارها نمیکشاند و یا از آنها دور نمیسازد ، انسان را به حکم عقل و اراده به خاطر مصلحتی که در آنها نهفته است و یا به خاطر مصلحتی که در ترک آنها میبیند آنها را انجام میدهد یا ترک میکند ، یعنی علت غائی و نیروی محرک و برانگیزاننده انسان مصلحت است نه لذت لذت را طبیعت تشخیص میدهد و مصلحت را عقل لذت برانگیزاننده میل است و مصلحت برانگیزاننده اراده انسان از کارهای التذاذی در حین انجام کار لذت میبرد ولی از کارهای مصلحتی لذت نمیبرد اما از تصور اینکه گامی به سوی مصلحت نهائی - که خیر و کمال و یا لذتی در آینده است - نزدیک میشود خرسند میگردد فرق است میان کاری که لذت بخش و مسرت آفرین باشد یا کاری که لذتی نمیبخشد و احیانا رنج آور است ولی انسان با رضایت و خرسندی آن رنج را تحمل میکند کارهای مصلحتی در اثر دوردست بودن نتیجه ، لذت آور و بهجت زا نیستند ، اما رضایت بخش هستند لذت و رنج از مشترکات انسان و حیوان است ، اما رضایت و خرسندی و یا کراهت و نارضایی از مختصات انسان است ، همچنانکه آرزو داشتن از مختصات بشر است رضایت و کراهت و آرزو در قلمرو و معقولات و در حوزه تفکرات بشر واقعند نه در حوزه