انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧
میشود و زیانهای غیر قابل تصوری به بار میآورد ، همچنانکه بت پرستیها ،
انسان پرستیها ، طبیعت پرستیها و هزاران پرستشهای دیگر معلول همین جریان
است .
اریک فروم میگوید :
هیچکس نیست که نسبت به دینی نیازمند نباشد و حدودی برای جهت یابی و
موضوعی برای دلبستگی خویش نخواهد او خود ممکن است از مجموعه معتقداتش
به عنوان دین ، ممتاز از عقاید غیردینی آگاه نباشد ، و ممکن است برعکس
، فکر کند که هیچ دینی ندارد و معنای دلبستگی خود را به غایاتی ظاهرا
غیردینی مانند قدرت و پول یا کامیابی فقط نشانه علاقه به امور عملی و
موافق مصلحت بداند مساله بر سر این نیست که انسان دین دارد یا ندارد
بلکه این است که کدام " دین " را دارد [١] .
مقصود این روانشناس این است که انسان بدون تقدیس و بدون پرستش
نمیتواند زندگی کند فرضا خدای یگانه را نشناسد و نپرستد ، چیزی دیگر را
به عنوان حقیقت برتر خواهد ساخت و او را موضوع ایمان و پرستش خود قرار
خواهد داد .
پس چون ضرورت دارد بشر ایده و آرمان و ایمانی داشته باشد ، و از طرفی
ایمان مذهبی تنها ایمانی است که قادر است بشر را زیر نفوذ واقعی خود
قرار دهد ، و از طرف دیگر انسان به حکم سرشت خویش در جستجوی چیزی است
که آن را تقدیس و پرستش کند ، تنها راه این است که ایمان مذهبی را
تقویت کنیم .
قرآن کریم اولین کتابی است که اولا در کمال صراحت ، ایمان مذهبی را
نوعی هماهنگی با دستگاه آفرینش خوانده است :
[١] روانکاوی و دین .