انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠
نوبه خود ناشی از برداشتی خاص و طرز تفکری خاص درباره جهان و انسان است که نه در لابراتوارها میتوان به آن دست یافت و نه از محتوای قیاسها و استدلالها آن برداشتها همانهاست که در آینده توضیح خواهیم داد که از دسترس علم بیرون است . تاریخ گذشته و حال نشان داده که تفکیک علم و ایمان از یکدیگر چه نتایجی به بار میآورد آنجا که ایمان بوده و علم نبوده است مساعی بشر دوستانه افراد صرف اموری شده که نتیجه زیاد و احیانا نتیجه خوب به بار نیاورده است و گاهی منشا تعصبها و جمودها و احیانا کشمکشهای زیانبار شده است تاریخ گذشته بشر پر است از اینگونه امور . آنجا که علم بوده و جای ایمان خالی مانده است مانند برخی جوامع عصر حاضر ، تمام قدرت علمی صرف خودخواهیها و خودپرستیها ، افزون طلبیها ، برتری طلبیها ، استثمارها ، استعبادها ، نیرنگها و نیرنگ بازیها شده است . دو سه قرن گذشته را میتوان دوره پرستش علم و گریز از ایمان دانست دانشمندان بسیاری معتقد شدند که همه مشکلات بشر با سرانگشت علم گشوده خواهد شد ، ولی تجربه خلاف آن را ثابت کرد امروز دیگر اندیشمندی یافت نمیشود که نیاز انسان را به نوعی ایمان ولو ایمان غیر مذهبی که به هر حال امری ماورا علم است انکار کند . برتراندراسل با آنکه گرایشهای مادی دارد اعتراف میکند که : کاری که منظور آن فقط در آمد باشد ، نتیجه مفیدی بار نخواهد آورد برای چنین نتیجهای باید کاری پیشه کرد که در آن .