انسان و ایمان

انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧

عجبا با اینکه ویل‌دورانت اعتراف می‌کند که خلاء موجود در درجه اول یک‌ " خلاء آرمانی " است ، خلاء است در ناحیه مقاصد و غایات و آرمانها ، خلاء است که به پوچیگرائی منتهی شده است ، با اینکه تصدیق می‌کند که این‌ خلاء ، خلاء نوعی تفکر و نوعی ایمان به مقاصد و اهداف انسانی است ، با همه اینها می‌پندارد که با هر نوع معنویتی هر چند از حدود قوه تخیل تجاوز نکند چاره پذیر است ، می‌پندارد سرگرمی به تاریخ و هنر و زیبائی و شعر و موسیقی قادر است چنین خلاء را که از عمق فطرت آرمانخواه و کمال مطلوب‌ جوی انسان ناشی می‌شود پرکند .

جانشینی علم و ایمان

دانستیم که علم و ایمان نه تنها با یکدیگر تضادی ندارند بلکه مکمل و متمم یکدیگرند اکنون پرسش دیگری مطرح است : آیا ممکن است ایندو جای‌ یکدیگر را پر کنند ؟ پس از آنکه شناختیم نقش علم چیست و نقش ایمان چیست ، نیاز چندانی‌ به طرح و پاسخ این پرسش نیست بدیهی است که نه علم می‌تواند جانشین‌ ایمان گردد که علاوه بر روشنائی و توانائی ، عشق و امید ببخشد ، سطح‌ خواسته‌های ما را ارتقاء دهد و علاوه بر اینکه ما را در رسیدن به مقاصد و هدفها و در پیمودن راه به سوی آن مقاصد و اهداف مدد می‌دهد ، مقاصد و آرمانها و خواسته‌هائی از ما را که به حکم طبیعت و غریزه بر محور فردیت‌ و خودخواهی است از ما بگیرد و در عوض ، مقاصد و آرمانهایی به ما