انسان و ایمان

انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢

بر ایمان ، و بر انسانیت وارد کرد بر کنار بداریم و کورکورانه تضاد علم‌ و ایمان را امری مسلم تلقی نکنیم . ما اکنون می‌خواهیم با یک بینش تحلیلی وارد این مساله بشویم و با دیدی‌ عالمانه به بحث بپردازیم که آیا واقعا این دو وجهه و دو پایه انسانیت‌ هر یک به دوره‌ای و عصری تعلق دارد ؟ آیا انسان محکوم است که همیشه نیمه‌ انسان بماند و در هر دوره‌ای فقط نیمی از انسانیت را داشته باشد ؟ آیا همیشه محکوم به یکی از دو نوع بدبختی است : بدبختیهای ناشی از جهل و نادانی ، و بدبختیهای ناشی از بی ایمانی . بعدا روشن خواهد شد که هر ایمانی ، خواه‌ناخواه ، بر یک تفکر خاص و یک برداشت ویژه از جهان و هستی مبتنی است ، و بدون شک بسیاری از برداشتها و تفسیرها درباره جهان ، هر چند می‌تواند مبنای یک ایمان و دلبستگی واقع شود ، با اصول منطقی و علمی سازگار نیست و ناچار طرد شدنی‌ است سخن در این نیست ، سخن در این است که آیا نوعی تفکر و برداشت از جهان و نوعی تفسیر از هستی وجود دارد که هم از ناحیه علم و فلسفه و منطق‌ حمایت شود و هم بتواند زیربنائی استوار برای ایمانی سعادتبخش باشد ؟ اگر روشن شد که چنین برداشت و تفکر و جهان بینی‌ئی وجود دارد پس انسان‌ محکوم به یکی از دو بدبختی نیست . در رابطه علم و ایمان از دو ناحیه می‌توان سخن گفت : یکی اینکه آیا تفسیر و برداشتی که ایمانزا و آرمانخیز باشد و در عین حال مورد تایید منطق باشد وجود دارد یا تمام تفکراتی که علم و فلسفه به ما می‌دهد همه بر ضد ایمانها و دلبستگیها و امیدها و خوشبینی‌ها