نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦
نمایند " . چند روز پیش یکی از دوستان کتابی به من ارائه داد که مجموعه ای از مقالات بود ، و مرا به خواندن و اظهار نظر در باره یکی از آن مقالات تشویق کرد . آن مقاله تحت عنوان " در روش " و به قلم یکی از دوستان نادیده بود که سالها است در اروپا است و غیابا به ایشان ارادت دارم زیرا تا آنجا که شنیده ام و اطلاع دارم مرد مسلمان با حسن نیتی است . در قسمتی از این مقاله بحث " رهبری به اصطلاح سنتی " نقد شده بود . در آغاز آن مقاله ، مسأله " حرکت " و " بنیاد " و تبدیل شدن حرکت به بنیاد مطرح شده است که چگونه حرکتها و جنبشها تغییر ماهیت میدهند و به صورت نظامها و قالبها در میآیند و یک امر پویا تبدیل به یک امر ایستا میگردد . نیروهای اجتماعی ما اگر پیاپی چون موج بر میخیزند و جذب میشوند به خاطر تبدیل حرکت به بنیاد است ، به خاطر قالب پیدا کردن اندیشه و عمل است . پس کار اول اینست که قالب یا قالبها را بشکنیم . آنگاه این مسأله مطرح شده است که اسلام دین جوانان است و جوان قالب شکن است پس اسلام دین قالب شکنی است . سپس سخن به مسأله رهبری که اکنون مورد بحث است کشیده شده است و از رهبری سنتی آغاز شده است . در آن مقاله چنین آمده است : " از رهبری سنتی که پاسدار بنیادهای فرهنگی است کاری ساخته نیست چرا که طی دو قرن تمام عرصههای اندیشه را از او گرفتهاند و هنوز نیز میگیرند . و این رهبری گاهی مقاومتکی کار پذیرانه میکند