نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧
صورت گرفت ) و از طرف دیگر به نام انطباق اسلام با علم ، افراط کاری ها صورت نگیرد ، اصول و مقررات اسلامی با ذوقها و سلیقههای باب روز تطبیق داده نشود ( همان کاری که آن هم در میان یک طبقه صورت گرفت ) و به شکلی دیگر عملا اسلام از صحنه خارج نگردد . عبده - بر خلاف سید جمال - آن نوع مسؤولیتی را احساس میکرد که یک عالم دینی احساس میکند از اینرو در پی کشف ضوابطی بود که جلو افراط و تفریط را بگیرد . از اینرو عبده مسائلی را طرح کرده که سید جمال طرح نکرده است از قبیل فقه مقارن از مذاهب چهارگانه ، دخالت دادن مبانی فلسفی حقوق در اجتهاد ، ایجاد نظام حقوقی جدید در فقه که پاسخگوی مسائل روز باشد ، تمایز قائل شدن میان عبادات و معاملات و به عبارت دیگر : تمایز قائل شدن میان آنچه به امور معنوی و اخروی مربوط است و آنچه به امور زندگی و دنیائی مربوط است و اینکه فقیه در قسم دوم حق نوعی اجتهاد دارد که در قسم اول ندارد ، و همچنین دید خاصی درباره اجماع و اینکه اعتبار اجماع همان اعتبار افکار عمومی است و همچنین اینکه اصل شورا در اسلام همان اصل دموکراسی است که غرب قرنها بعد طرح کرده است . عبده ، مانند سید جمال در پی آن بود که ثابت کند اسلام توانائی دارد که به صورت یک مکتب و یک ایدئولوژی ، راهنما و تکیه گاه اندیشه جامعه اسلامی قرار گیرد و آنها را به عزت دنیائی و سعادت اخروی برساند . از اینرو سعی داشت فلسفههای دنیائی و