نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣
طرد کرد . اگر درست و قابل تأیید است باید فیلسوف شد و با نوعی فیلسوفیگری ، فلسفه را تأیید کرد ، و اگر هم غلط است و طرد شدنی ، باز باید فیلسوف شد و فلسفه را آموخت و با نوعی فیلسوفیگری فلسفه را نفی و طرد کرد . پس به هر حال فلسفه را باید آموخت و ضمنا باید دانست که هر نوع انکار فلسفه خود نوعی فلسفه است و کسانی که میپندارند تنها با دست آوردهای برخی علوم بدون آنکه توأم با انتزاعات فلسفی بشود ، فلسفه را نفی و رد میکنند سخت در اشتباهند . اضافه کردم که : من فعلا کار ندارم که علماء اسلام در طول هزار و چند صد سال به فرهنگ جهان و معارف جهان و تمدن جهان ، علوم و ریاضی جهان ، علوم طبیعی جهان ، علوم انسانی جهان ، علوم فلسفی جهان ، حقوق و ادبیات و . . . خدمتی کردهاند یا نکردهاند ، که البته کردهاند . اما میگویم اگر فقه ما را ، فلسفه ما را ، عرفان و سیر و سلوک ما را ، اخلاق و فلسفه زندگی و فلسفه تعلیم و تربیت ما را ، تفسیر ما را ، حدیث ما را ، ادبیات ما را ، حقوق ما را باید قبول کرد و پذیرفت ، باید فقیه شد ، یا فیلسوف شد ، یا عارف و سالک شد و یا . . . و اگر هم باید نفی کرد و طرد نمود باز هم باید آنها را آموخت و فهمید و هضم کرد و آنگاه به رد و طرد و نفی آنها پرداخت . این صحیح نیست که یک فرد غیر وارد که اگر یک کتاب فقه یا فلسفه را به دستش بدهند نمیداند از راست بگیرد یا از چپ ، پیشنهاد رد و طرد بدهد . آنگاه چنین گفتم : ما فعلا نهضتی داریم موجود . هر نهضت