نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١
ایران در جنگ هرات ( ١٢٧٣ هجری و ١٨٥٦ میلادی ) و نافرجامی شورش هند ( ١٢٧٤ ه - ١٨٥٧م ) و اشغال مصر ( ١٣٠٠ ه١٨٨٢م ) ، در نظر توده مسلمان همچون قدرتی شکست ناپذیر مینمود . سید میدانست که مسلمانان تا زمانی که خویشتن را از عقده بیچارگی در برابر استعمار انگلیس نرهانند ، از ایشان نمیتوان چشم داشت که بر ضد استعمار بیگانه و امیران ستمکار و ظلم شعار ( استبداد داخلی ) به پیکار برخیزند . از اینرو در سراسر زندگی خویش میکوشد تا مسلمانان را در مبارزه با انگلستان قویدل کند و نشان دهد که اگر مسلمانان به راستی یگانه و بسیج شوند ( اتحاد اسلام ) میتوانند انگلستان را از گسترش خواهی و زورگوئی باز دارند . نمونهای از این اعتقاد سید ، مقالهای به عنوان " اسطوره " در عروشالوثقی است که خلاصهاش اینست : بیرون شهر استخر پرستشگاهی بود که مسافران به هنگام شب از ترس تاریکی به درون آن پناه میبردند ، ولی هر کس که درون آن میرفت به طرزی مرموز در میگذشت . کم کم همه مسافران از این پرستشگاه ترسیدند و هیچکس پروای آن را نداشت که شب را در آنجا بگذراند ، تا سرانجام مردی که از زندگی بیزار و خسته شده بود ولی اراده ای نیرومند داشت به درون پرستشگاه رفت . صداهای سهمگین و هراس انگیز از هر گوشه برخاست که او را به مرگ تهدید میکرد ، ولی مرد نترسید و فریاد زد : پیش آئید که از زندگی خسته شدهام . با همین فریاد یکباره صدای انفجاری برخاست و طلسم پرستشگاه شکسته شد و از شکاف دیوارهایش گنجینه های معبد پیش پای مرد فرو ریخت . بدینسان آشکار شد آنچه مسافران را میکشته ترس از خطری موهوم بوده است . . . بریتانیای کبیر چنین پرستشگاهی بزرگ است که گمراهان چون از تاریکی سیاسی بترسند به درون آن پناه میبرند و آنگاه اوهام هراس انگیز ، ایشان را از پای در میآورد . میترسم روزی مردی که از زندگی نومید شده ولی همتی استوار دارد به درون این پرستشگاه برود [١] و یکباره در آن فریاد نومیدی
[١] این مرد بدون شک خود سید بود .