نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤
اجتماعی باید پشتوانهای از نهضت فکری و فرهنگی داشته باشد و اگر نه در دام جریانهائی قرار میگیرد که از سرمایهای فرهنگی برخوردارند و جذب آنها میشود و تغییر مسیر میدهد ، چنانکه دیدیم گروهی از سرمایه فرهنگی اسلامی بی بهره بودند چگونه مگس وار در تار عنکبوت دیگران گرفتار آمدند . و از طرف دیگر هر نهضت فرهنگی اسلامی که بخواهد پشتوانه نهضت اجتماعی ما واقع شود باید از متن فرهنگ کهن ما نشأت یابد و تغذیه گردد ، نه از فرهنگهای دیگر . اینکه ما از فرهنگهای دیگر ، مثلا فرهنگ مارکسیستی یا اگزیستانسیالیستی و امثال اینها قسمتهائی التقاط کنیم و روکشی از اسلام بر روی آنها بکشیم برای اینکه نهضت ما را در مسیر اسلامی هدایت کند کافی نیست . ما باید فلسفه اخلاق ، فلسفه تاریخ ، فلسفه سیاسی ، فلسفه اقتصادی ، فلسفه دین ، فلسفه الهی خود اسلام را که از متن تعلیمات اسلام الهام بگیرد ، تدوین کنیم و در اختیار افراد خودمان قرار دهیم . و برای اینکه تکلیف رهبری را روشن کرده باشیم گفتم امروز هم ما به خواجه نصیرالدین ها ، بوعلی سیناها ، ملاصدراها ، شیخ انصاری ها ، شیخ بهائیها ، محقق حلیها و علامه حلیها احتیاج داریم اما خواجه نصیرالدین قرن چهاردهم نه خواجه نصیرالدین قرن هفتم ، بوعلی قرن چهاردهم نه بوعلی قرن چهارم ، شیخ انصاری قرن چهاردهم نه شیخ انصاری قرن سیزدهم . یعنی همان خواجه نصیر و همان بوعلی و همان شیخ انصاری با همه آن مزایای فرهنگی به علاوه اینکه باید به این قرن تعلق داشته باشد و درد این قرن و نیاز این قرن را احساس نماید .