نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر

نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦

اصلاح باشد مبلغ وهابیگری بود ، اظهار نظرهای مغرضانه‌اش خصوصا در مورد شیعه نشان می‌دهد که شایستگی اصلاح طلبی نداشته است . اولین شرط اصلاح طلبی‌ فارغ بودن از تعصبات افراطی نسبت به فرقه خاص ، علیه فرقه دیگر است‌ که رشید رضا فاقد آن بود . ای کاش رشید رضا می‌توانست به اندازه استادش‌ محمد عبده خود را از تعصبات جاهلانه تخلیه کند . چرا پس از سه قهرمان فوق‌الذکر ، دیگر در جهان عرب شخصیتی که قهرمان‌ شمرده شود ظهور نکرد ؟ چرا اینهمه مدعیان اصلاحی که در کشورهای فوق‌الذکر ظهور کردند کار درستی از پیش نبردند از قبیل عبدالحمید بن بادیس جزایری‌ و طاهر الزهراوی جزایری سوری ، و عبدالقادر مغربی و جمال‌الدین کاظمی سوری‌ و محمد بشیر ابراهیمی و غیر اینها ؟ و اساسا چرا نهضت اصلاح طلبی اسلامی‌ در کشورهای اسلامی از جاذبه افتاد ؟ چرا نهضتهای قومی و عربی از قبیل بعث‌ و ناصریسم و یا نهضتهای سوسیالیستی و مارکسیستی جاذبه بیشتری در میان‌ جوانان عرب پیدا کرد ؟ ممکن است هر کسی دلیلی بیاورد و به علت خاصی استناد کند . این بنده‌ معتقد است عامل عمده‌ای که سبب شد نهضت اسلامی که از سید جمال شروع شد ، از جلوه و رونق بیفتد ، گرایش شدید مدعیان اصلاح بعد از سید جمال و عبده‌ به سوی وهابیگری و گرفتار شدن آنها در دائره تنگ اندیشه های محدود این‌ مسلک است . اینها این نهضت را به نوع " سلفی‌گری " تبدیل کردند و پیروی از سنت سلف را تا حد پیروی از ابن تیمیه حنبلی تنزل دادند و در حقیقت بازگشت به اسلام نخستین را به صورت بازگشت