نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠
حرکت است ، یک موج است ، یک مبارزه اجتماعی است . اما تدریجا روح و فلسفه این دستور فراموش میشود و محتوای این ظرف بیرون میریزد و مسأله شکل یک عادت به خود میگیرد که مردمی دور هم جمع بشوند و به مراسم عزاداری مشغول شوند ، بدون اینکه نمایانگر یک جهتگیری خاص اجتماعی باشد و بدون آنکه از نظر اجتماعی عمل معنی داری به شمار رود ، فقط برای کسب ثواب ( که البته دیگر ثوابی هم در کار نخواهد بود ) مراسمی را مجرد از وظائف اجتماعی و بی رابطه با حسینهای زمان و بی رابطه با یزیدها و عبیدالله های زمان بپا دارند . اینجا است که حرکت تبدیل به بنیاد یعنی عادت شده و محتوای ظرف بیرون ریخته و ظرف خالی باقی مانده است . در چنین مراسمی است که اگر شخص یزیدبن معاویه هم از گور بدر آید حاضر است که شرکت کند بلکه بزرگترین مراسم را بپا دارد . در چنین مراسم است که نه تنها " تباکی " اثر ندارد ، اگر یک من اشک هم نثار کنیم به جائی بر نمیخورد . این مطلب ، صحیح است و ما مکرر به زبانها و بیانهای دیگر در بارهاش سخن گفتهایم . اما پرسش ما از دوست عزیز اینست که آیا فرهنگ کهن ما که رهبری سنتی پاسدار آن است ، اینچنین چیزهایی است ؟ آیا امثال سیدجمال ، مدرس ، آیةالله خمینی ، طالقانی پاسدار این مراسم و تشریفاتند ؟ رابعا کدام رهبری توانسته است مانند همین رهبری سنتی موج بیافریند و حرکت خلق کند ؟ در این صد ساله اخیر که از قضا دوره فرنگ رفته ها و روشنفکران متجدد ضد سنت است کدام