نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨
نهائی هر زندگی است ، وفاداری به خدا عملا وفاداری به طبیعت مثالی خود او است . اجتماعی که بر چنین تصوری از واقعیت بنا شده باشد ، باید در زندگی خود مقولههای " ابدیت " و " تغییر " را با هم سازگار کند ، بایستی برای تنظیم حیات اجتماعی خود اصولی ابدی در اختیار داشته باشد ، چه آنچه ابدی و دائمی است ، در این جهان تغییر دائمی ، جای پای محکمی برای ما میسازد " . دوست عزیز ما " ثابت " را با " ساکن " اشتباه فرمودهاند . اگر با فرهنگ اسلامی آشنا میبودند میدانستند که تغییر بدون ثبات ، متغیر بدون ثابت ناممکن است . هر متحرک ، و لااقل هر متحرک به حرکت تکاملی ، در همان حال که تغییر منزل و مرحله میدهد ، در مداری مشخص و معین ، یعنی مداری ثابت به حرکت خود ادامه میدهد . آنچه موجود متحرک از آن عبور میکند و آنرا پشت سر میگذارد مرحله و منزل است نه مدار و مسیر . ثانیا اگر دوست عزیز ما برای همه چیز " وجود تاریخی " قائل است حتی برای اصول و حقایق و مکتبها و ایدئولوژیها و فرهنگها ( هر فرهنگی و با هر ریشهای ) پس دیگر از اسلام هزار و چهارصد سال پیش که از جان و دل از آن دفاع میکند چه میخواهد ؟ . خواهید گفت : اسلام خود ، حرکت و جنبش است که به وجود خود ادامه میدهد ، نه بنیاد و نظام . پاسخ اینست که اسلام نه حرکت است و نه متحرک ، نه جنبش است و نه جنبنده . این جامعه اسلامی است که در مدار اسلام و صراط مستقیم اسلام در حرکت است و یا باید در حرکت باشد نه اسلام .