نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
و تسلیم میشود . در میان این رهبری البته سید جمال ، مدرس ، و . . . خمینی و و طالقانی و . . . به وجود آمدند اما اینها را نیز پیش از آنکه دشمنی از پا در آورد ، همین رهبری سنتی عاجز کرده و میکند . اینها دوستانند و باید بدانها یاری رساند و از آنها یاری گرفت " . قطعا این دوست عزیز نادیده اجازه خواهد داد نقدی علمی از گفتار ایشان بشود ، و ما نیز به نوبه خود آمادهایم که اگر ضعفی در گفتار ما مشاهده کردند تذکر دهند . از تذکرات ایشان خوشوقت خواهیم شد . اولا گویا دوست عزیز ما پنداشته است که لازمه حرکت و جنبش اینست که هیچ ثباتی در کار نباشد . ایشان توجه نفرمودهاند که اگر حرکت باشد و هیچگونه ثباتی نباشد هرج و مرج است نه تکامل . قرآن که هدایت و حرکت و تکامل را تعلیم میدهد ، صراط مستقیم را هم تعلیم میدهد . انسان در صراط مستقیم حالت پویائی دارد ، اما خود صراط مستقیم چطور ؟ آیا صراط مستقیم هم پویا است و آیا راه هم در راه است و آیا آنکه پاسدار صراط مستقیم است و مراقب پویندگان است که از صراط مستقیم منحرف نشوند ، عامل تبدیل حرکت به بنیاد است ؟ آیا برای رهبری سنتی گناه است که پاسدار فرهنگی است که آن فرهنگ ، فرهنگ تکامل و حرکت بر صراط مستقیم است ؟ . چه خوب میگوید اقبال : " نباید فراموش کنیم که زندگی ، تغییر محض و ساده نیست ، در درون خود عناصر بقا و دوام نیز دارد " و هم او میگوید : " اسلام وفاداری نسبت به خدا را خواستار است نه وفاداری نسبت به حکومت استبدادی را ، و چون خدا بنیان روحانی