نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣
است صورت گیرد : از راه افراد و گروههائی که بار نهضت را به دوش میکشند ، از راه علل و ریشههائی که زمینه نهضت را فراهم کرده است ، از راه هدفهائی که آن نهضت تعقیب میکند ، از راه شعارهائی که به آن نهضت قدرت و حیات و حرکت میبخشد . . . نهضت کنونی ایران به صنف و طبقه خاصی از مردم ایران اختصاص ندارد ، نه کارگری است ، نه کشاورزی ، نه دانشجوئی ، نه فرهنگی ، و نه بورژوازی . در این نهضت غنی و فقیر ، مرد و زن ، شهری و روستائی ، طلبه و دانشجو ، پیله ور و صنعتگر ، کاسب و کشاورز ، روحانی و آموزگار ، با سواد و بی سواد یکسان شرکت دارند . یک اعلامیه که از طرف مراجع بزرگ عالیقدری که نهضت را رهبری میکنند صادر میشود در سراسر کشور و در میان عموم طبقات طنین یکسان میافکند ، طنینش در شهر همان قدر است که در روستا ، در اقصا نقاط خراسان و آذربایجان همان آهنگ را دارد که در جو دانشجویان ایرانی در دورترین شهرهای اروپا یا آمریکا . مظلوم و محروم را همان اندازه به هیجان میآورد که بر کنار مانده را ، استثمار نشده در همان حد احساس ضد استثمار پیدا میکند که استثمار شده . این نهضت یکی از صدها واقعیتهای عینی تاریخی است که بی پایگی نظریه مفسران مادی تاریخ و طرفداران ماتریالیسم تاریخی را که اقتصاد را زیر بنای جامعه معرفی میکنند و هر جنبش اجتماعی را انعکاسی از تضادهای طبقاتی میدانند و همواره دست توسلشان به سوی دامن کشدار درگیریهای مادی و تضادهای طبقاتی دراز است و همه راهها را به شکم منتهی میفرمایند ، بر ملا