نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦
توانستهاند نهضتی را رهبری کنند ، و بر عکس روحانیت شیعه با اینکه انقلابهای عظیمی بپا کرده است کمتر حاضر شده است در باره دردها بیندیشد ، نظر بدهد ، طرح اصلاحی ارائه نماید ، فلسفه سیاسی اسلام را مطرح نماید ؟ این جهت به نظام خاص روحانیت شیعه و روحانیت سنی مربوط است . نظام روحانیت سنی به گونه ای است که او را کم و بیش به صورت بازیچهای در دست حکام که خود ، آنها را " اولی الامر " معرفی کرده است در آورده است . شخصیتی مانند عبده اگر بخواهد منصب افتاء را احراز نماید باید خدیو عباس ابلاغ آن را صادر نماید ، و یا مقام افتاء و ریاست جامع الازهر شخصیت بزرگ و مصلحی مانند شیخ محمد شلتوت ، باید با نوشته شخصیتی نظامی و سیاسی مانند جمال عبدالناصر حجیت و سندیت بیابد . روحانیت سنی یک روحانیت وابسته است . روحانیت وابسته قادر نیست علیه آن قدرتی که وابسته به آن است قد علم کند و توده مردم را به دنبال خود بکشاند . اما روحانیت شیعه در ذات خود یک نهاد مستقل است ، از نظر روحی به خدا متکی بوده و از نظر اجتماعی به قدرت مردم . و لهذا در طول تاریخ به صورت یک قدرت رقیب در مقابل زورمندان تاریخ ظاهر شده است . در پیش گفتیم علت آنکه سیدجمال در کشورهای سنی مستقیما به سراغ توده مردم میرفت و در ایران به سراغ علماء ، در کشورهای سنی مخاطبش توده مردمند و در ایران علماء ، در آنجا انقلاب را از توده میخواهد آغاز کند و در ایران از علماء ، اینست که روحانیت شیعه از دستگاه حاکمه مستقل بوده