نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
نقصی که در کار اقبال است عمده در دو چیز است : یکی اینکه با فرهنگ
اسلامی عمیقا آشنا نیست . با اینکه به مفهوم غربی واقعا یک فیلسوف است
، از فلسفه اسلامی چیز درستی نمیداند . اظهار نظرهای اقبال در باره براهین
فلسفی اثبات واجب ، و در باره علم قبل الایجاد ، که از مسائل مهم
الهیات است و همچنین فلسفه او در باره ختم نبوت که به جای آنکه ختم
نبوت را اثبات کند به ختم دیانت منتهی میشود که خلاف منظور و مدعای
خود اقبال است دلیل ناآگاهی اقبال از فلسفه اسلامی است ، همچنانکه در
زمینه سایر علوم و معارف اسلامی نیز مطالعاتش سطحی است . اقبال با آنکه
سخت شیفته عرفان است و روحش روح هندی و اشراقی است و به علاوه سخت
مرید مولانا است ، عرفان اسلامی را در سطح بالا نمیشناسد و با اندیشه های
غامض عرفان بیگانه است .
نقص دیگر کار اقبال ، اینست که برخلاف سید جمال به کشورهای اسلامی
مسافرت نکرده و از نزدیک شاهد اوضاع و جریانها و حرکتها و نهضتها نبوده
است و از اینرو در ارزیابیهای خود در باره برخی شخصیتهای جهان اسلام و
برخی حرکتهای استعماری در جهان اسلام دچار اشتباهات فاحش شده است .
اقبال در کتاب " احیای فکر دینی در اسلام " نهضت وهابیگری را در حجاز
، و جنبش بهائیت را در ایران [١] و قیام آتاتورک را در ترکیه ،
اصلاحی و اسلامی پنداشته ، همچنانکه در اشعار خود
[١] در ترجمه فارسی کتاب " احیاء فکر دینی " بنا بر ملاحظاتی بعضی قسمتها حذف شده است ، به ترجمه عربی این کتاب رجوع شود .