نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
زمین دیگران خانه میسازد و به جای آنکه کار خود کند کار بیگانه میکند " جامعه نیز چنین است . جامعه مانند فرد ، روح و شخصیت دارد ، مانند فرد احیانا دچار تزلزل شخصیت و از دست دادن هویت میگردد ، ایمان به خود را و حس احترام به ذات و کرامت ذات را از دست میدهد و یکسره سقوط میکند . هر جامعهای که ایمان به خویشتن و احترام به کیان ذات و کرامت ذات خویشتن را از دست بدهد محکوم به سقوط است . اقبال معتقد است که جامعه اسلامی در حال حاضر در برخورد با تمدن و فرهنگ غربی دچار بیماری تزلزل شخصیت و از دست دادن هویت شده است . " خود " این جامعه و " خویشتن " اصیل این جامعه و رکن رکین شخصیت این روح جمعی ، اسلام و فرهنگ اسلامی است . نخستین کار لازمی که مصلحان باید انجام دهند باز گرداندن ایمان و اعتقاد این جامعه به " خود " واقعی او یعنی فرهنگ و معنویت اسلامی است و اینست " فلسفه خودی " . اقبال در اشعار و مقالات و سخنرانیها و کنفرانسهای خود همواره کوشش دارد مجدها ، عظمتها ، فرهنگها ، لیاقتها ، شایستگیهای این امت را به یاد او آورد و بار دیگر او را به خودش مؤمن سازد . اینکه اقبال ، قهرمانان اسلامی را از لابلای تاریخ بیرون میکشد و جلو چشم مسلمانان قرار میدهد به همین منظور است . از اینرو اقبال حق عظیمی بر جامعه اسلامی دارد . اقبال اندکی مانند سید جمال ، و نه در حد او ، شعاع اندیشه و فعالیتهای اصلاحیش از مرزهای کشور خودش گذشته و کم و بیش در همه جهان اسلام اثر گذاشته است .