نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١
مسلمانان واجب و لازم میشمرد و معتقد بود " رژیم سیاسی " که مثلا مشروطه باشد یا چیز دیگر به تنهائی قادر نیست که جلو استبداد را بگیرد ، هر رژیمی ممکن است شکل استبداد پیدا کند . در نهایت امر آنچه میتواند جلو استبداد را بگیرد ، شعور و آگاهی سیاسی و اجتماعی مردم و نظارت آنها بر کار حاکم است . وقتی که چنین شعور و چنین احساس و چنین آگاهی در توده مردم پیدا شد ، آنوقت است که اژدهای سیاه استبداد در بند کشیده میشود . و البته این بدان معنی نیست که نباید به رژیم کار داشت و رژیم هر گونه بود ، بود . بلکه به معنی اینست که رژیم خوب آنگاه مفید است که سطح شعور سیاسی مردم بالا رود . و لهذا کواکبی مانند سید جمال ( و بر خلاف عبده ) برای فعالیتهای سیاسی و بالا بردن سطح شعور سیاسی توده مسلمان نسبت به سایر شئون اصلاحی زندگی آنها حق تقدم قائل بود و هم معتقد بود که شعور سیاسی را با استمداد از شعور دینی آنها باید بیدار کرد . کواکبی به همبستگی دین و سیاست سخت پایبند بود و مخصوصا دین اسلام را یک دین سیاسی میدانست و معتقد بود که توحید اسلام اگر درست فهمیده شود و مردم مفهوم حقیقی کلمه توحید یعنی لا اله الا الله را درک کنند به استوارترین سنگرهای ضد استبدادی دست مییابند کواکبی مانند دو سلف ارجمندش سید جمال و عبده ، تکیه فراوانی بر روی اصل توحید از جنبه عملی و سیاسی میکرد . او میگوید : معنی کلمه لا اله الا الله که افضل ذکرها در اسلام شمرده شده و بنای اسلام بر آن نهاده شده ، اینست که معبود به حقی جز خدای بزرگ نیست و معنی عبادت ، فروتنی و خضوع است . پس