فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٦ - رساله هايى در باره قضا و قدر در سده اوّل
مطالعه اين سه رساله، ما را به آشفتگى بازار علم كلام، و عقائد و مذاهب در آن عصر، رهبرى ميكند.
اكنون كه از اين سه رساله، نام برديم، شايسته است از دو رساله ديگر كه در حقيقت يكى پيام و ديگرى به صورت مكتوب است، نام ببريم:
١ـ سخنرانى امام على (عليه السلام) در كوفه، پس از بازگشت از صفين، آنگاه كه مرد متشخصى در برابر امام نشست و پرسيد: آيا رفتن ما به سوى شام به قضاء و قدر و تقدير الهى بود؟ امام در اين مورد، پاسخ مفصلى، بيان فرمودند كه در آن، هم قضاء و قدر و هم اختيار و آزادى انسان، مورد تصديق قرار گرفته است[١].
٢ـ نامه «امام مجتبى (عليه السلام)» به «حسن بصرى»، آنگاه كه حسن بصرى، از آن حضرت، مسأله قضاء و قدر را پرسيد[٢].
مطالعه هر دو پيام، كه يكى به صورت شفاهى و ديگرى به صورت كتبى است، ما را به مقام بلند علوم آل محمد ـ صلوات اللّه عليهم ـ رهبرى ميكند. راستى، باعث تأسف است كه امت اسلامى، با داشتن چنين سرچشمههاى علم و دانش، به بيراهه رفتهاند و سراب را به جاى آب گرفتهاند.
[١] نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٧٨. اصول كافى، ج ١، كتاب توحيد، باب جبر و قدر. توحيد صدوق، ص ٢٧٣. و عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، ج ١، ص ١٣٨.
[٢] تحف العقول، ص ٢٣١.