فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤٧ - تفسير صحيح از قضا و قدر
مورد بسان داورى عقل است. چنانكه قرآن ميفرمايد:
((مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلاَِنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ))(سوره روم/٤٤).
«هر كس كفر ورزد، ضرر آن متوجه خود اوست و هر كس عمل نيك انجام دهد، براى خود پاداشى را آماده ميسازد».
اين آيه، به روشنى انسان را يك موجود مختار و آزاد معرفى ميكند و جزا را، كاملاً مربوط به عمل و كردار ميداند، تا چگونه عمل كند و چگونه از مواهب الهى بهره گيرد.
آياتى كه پاداش و كيفر را اثر مستقيم عمل معرفى ميكند، بيش از آن است كه در اينجا آورده شود، بنابر اين، بايد مجموع عقائد را بهگونهاى مطرح كرد كه بتوان همه را در كنار هم تفسير كرد و نتيجه واحدى گرفت.
و به ديگر سخن، ما نسبت به دو علم و دو آگاهى، كمال اذعان و يقين داريم.
١ـ علم گسترده خدا بر همه چيز كه يكى از آنها كارهاى بندگان است و گاهى از آن به تقدير و قَدَر تعبير مى كنيم.
٢ـ انسان در قلمرو زندگى خويش نسبت به قسمتى از كارهاى خود، كمال آزادى را دارد و ميتواند يكى از دو طرف را انتخاب كند و در اين مورد نبايد اعتقاد به قضاء و قدر، به آزادى انسان در قسمتى از افعال او كه محور پاداش و كيفر است، لطمهاى وارد آورد.
شريعت اسلامى، همان طور كه علم پيشين و گسترده خداوند و قضاء و قدر را مطرح ميكند، اختيار و آزادى انسان را نيز تصديق و گواهى ميكند.
((فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ))(سوره كهف/٢٩).
تفسير قضاء و قدر الهى به گونهاى كه انسان را در زندگى، مجبور و غير