فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٨٤ - بر اندازى حكومتهاى جائرانه از نظر اهل حديث
دريا، به گونهاى بود كه در همان روز، ماهيان درشت و فربه در ساحل دريا فراوان ديده ميشدند، در حالى كه در غير آن روز، وضع، رضايت بخش نبود.
در اينجا مردم سه گروه شدند:
١ـ گروهى دستور خدا را ناديده گرفته و روز شنبه به ماهيگيرى پرداختند.
٢ـ دستهايكه خود به اين كار دست نيالودند، ليكن در برابر عمل دسته اوّل سكوت اختيار كردند.
٣ـ گروه مبارزى كه با امكانات موجود خود، گنهكاران را از اين كار باز ميداشتند.
جاى تعجب اينجاست كه گروه دوم، به دسته سوم اعتراض ميكردند، چرا گروهى را كه مورد خشم و غضب خدا قرار دارند، پند و اندرز ميدهيد؟ آنان، در پاسخ مى گفتند: اين وظيفه الهى است كه بر دوش ما است و بايد در پيشگاه خدا عذر و حجتى داشته باشيم، شايد هم اين گروه گنهكار به راه آيند.
وضع به همين منوال بود كه عذاب الهى فرود آمد و گروه اول و دوم را فرا گرفت. قرآن در اين مورد ميفرمايد:
((فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ اَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ)) (سوره اعراف/١٦٥).
«آنگاه كه ياد آوريها را فراموش كردند، تنها گروهى را كه از زشتيها جلوگيرى ميكردند، نجات داديم».
آيا سكوت در برابر سلطان ستمگر، كمتر از سكوت در برابر ماهيگيران روز شنبه است؟!
قرآن، اين داستانها و سائر داستانها را براى سرگرمى ياد نميكند، بلكه به