فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥ - فرق دهگانه اسلامى
خلافت اموى اين بود كه عزت گروهى و ذلت گروه ديگر، معلول تقدير الهى است و ارتباطى به بشر ندارد. يعنى خدا خواسته است كه گروهى در عزت و نعمت، و گروهى ديگر در فقر و بدبختى، باشند.
٥ـ ما تريديه، اين گروه بسان اشاعره، شاخهاى از اهل حديث بوده وبهگونهاى در عقائد اهل حديث تعديل پديد آوردهاند و از اشاعره به معتزله نزديكترند.
٦ـ معتزله كه بيش از ديگر فرقهها با اشاعره سر ستيز دارند.
٧ـ خوارج كه از ديرينهترين فرق اسلامى بوده و در جنگ صفين نخستين جوانههاى آن آشكار شد.
٨ـ وهابيت كه چهره ديگرى از سلفگرى در عصر ما است، به وسيله اين تيميه در قرن هشتم پى ريزى و در قرن دوازدهم به وسيله محمد بن عبد الوهاب مجدداً احياء شد.
٩ـ شيعه زيدى و اسماعيلى، دو گروه از مذهب شيعه، در اين بخش، عقائد باطنيه نيز مطرح ميگردد.
١٠ـ شيعه امامى اثنا عشرى كه به وسيله اقليتى از صحابه كه بر پيروى از على (عليه السلام)، و ردّ انتخاب سقيفه اصرار، ميورزيدند، پى ريزى گرديد، و در حقيقت اسلام اصيلى است كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)آن را بيان فرمود و اين گروه، بر ابقاء آن پا فشارى كردند.
نگارنده، اين كتاب را به شخصيتهايى منصف كه بينش واقع گرايانه دارند، تقديم ميدارد و مطمئن است كه علاقمندان به تاريخ صحيح عقائد، كار او را تقدير نموده و آنرا گامى در راه وحدت و تقريب فرق اسلامى خواهند دانست، هر