فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٣٩ - استمداد از يك خبر ضعيف
كه بدانيم، «عمر بن عبداللّه» مولى «غفره»[١]، رواى از «محمد بن كعب قرظى»، از نطر رجالى معروف «يحيى بن معين»، ضعيف است[٢]. سيوطى ميگويد، نسائى وابن حبان او را تضعيف كردهاند.
از اين [٣]گذشته، وى حديث را ا زيك فرد گمنامى از انصار، نقل ميكند، در اين صورت حديث مرسل خواهد بود.
تا اينجا احاديثى كه در صحاح ششگانه پيرامون «قدر» وارد شده است، مورد بررسى قرار گرفت و آشفتگى سند، و ابهام دلالت كاملاً روشن گرديد. ولى متأسفانه بر خلاف تمام اين موازين، اهل حديث، و حنابله، و اشاعره، بر اساس اين احاديث، مذهبى ساخته و به تفسيق و تكفير مخالفان پرداختهاند. حتى عارف قرن نهم، شيخ محمود شبسترى، فريب اين احاديث را خورده، و در گلشن راز خود، ميگويد:
هر آن كس را كه مذهب غير جبر است *** نبى گفتا كه او مانند گبر است
نكته شايان توجه، در اين بيت اين است كه وى به حق تشخيص داده است كه اعتقاد به قدر در اصطلاح حديث منتهى به جبر است.
عقيده به «قدر» به گونهاى كه اهل حديث مطرح ميكنند، ارمغان يهود است كه با خدعه و حيله «احبار» به ظاهر مسلمان يهود، وارد جامعه اسلامى گرديده است، اعتقاد به اين نوع از «تقدير»، جدا از اعتقاد به يك نوع سلطه و قدرت خدا گونه نيست، تا آنجا كه اختيار از خود خداى جهان و انسان ميربايد، و احدى
[١] غفره، دختر رباح، خواهر «بلال» است.
[٢] الجرح و التعديل، ج ٦، ص ١١٩، شماره ترجمه ٦٤٠.
[٣] اللئالى المصنوعه، ص ٢٦٠.