فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢ - لغزشهاى شهرستانى و دكتر على سامى النشّار
بدزبان است كه هيچ فرقه و ملتى از بد گويى او جان به سلامت نبرده است، در اين كتاب واضحترين مسائل مربوط به شيعه انكار شده است، تا آنجا كه ميگويد: در ميان شيعيان، پيشوايى در فقه و حديث، بزرگى در لغت و نحو، انسان مورد اعتمادى در غزوات و سيره و تاريخ، و خطيب سخنورى در پند و اندرز، وجود نداشته است و پيشوايان اين رشتهها همه از اهل سنت و جماعت بودهاند.
ما از نقد اين جملهها صرف نظر مى كنيم و نظر خواننده منصف را به يك نكته جلب مى كنيم و آن اينكه:
اين مرد ساكن بغداد بود، درست در عصرى كه شيخ مفيد و سيّد مرتضى در بغداد ميزيستند; آيا شيخ مفيد و سيّد مرتضى پيشوايى بزرگ در كلام، و استادى توانا در ادب نبودند؟ انسان چقدر بايد متعصّب و بى پروا باشد كه به انكار بديهيّات برخيزد؟
«يافعى» در حق شيخ مفيد ميگويد: او دانشمند و پيشواى شيعه، نويسنده كتابهاى فراوان و استاد آنان به شمار ميرفت و در علم كلام و جدل و فقه سر آمد بود، و با مخالفان و اصحاب عقائد گوناگون با عظمت و جلالت مناظره ميكرد[١].
ابن كثير ميگويد: دانشمندان بسيارى از همه طوائف در مجلس وى مينشستند[٢].
آيا كسى ميتواند در امامت و پيشوايى سيّد مرتضى و برادر وى سيّد رضى در ادب و تفسير و كلام، ترديد كند؟ در حالى كه ثعالبى ميگويد: امروز در بغداد رياست، و بزركى و مجد و شرف و دانش و ادب، به مرتضى رسيده است[٣].
[١] مرآة الجنان، ج ٣، ص ٢٨. تاريخ ابن كثير، ج ١٢، ص ١٥.
[٢] مرآة الجنان، ج ٣، ص ٢٨. تاريخ ابن كثير، ج ١٢، ص ١٥.
[٣] تتميم يتيمة الذهر، ج ١ ص ٥٣.