فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٨ - علائم چهارگانه گروه رستگار در حديث
الف ـ و هى الجماعة[١] و به نقلى: الاسلام و جماعتهم[٢].
ب ـ من كان على ما انا عليه و اصحابى[٣].
ج ـ يقيسون الامور برايهم فيحرمون الحلال و يحلّلون الحرام[٤].
د ـ انا و شيعتى[٥].
شاخص اوّل، با توجه به اختلاف متن و گذشته از اينكه تنها در پارهاى از متون آمده است، كاملاً مبهم و نارسا است و هرگز پيامبر بليغ، در مقام تحديد فرقه ناجيه، به چنين كلمه مجملى اكتفا نميكند. زيرا اين معرّفى بگونهاى است كه هر فرقهاى آن را بر خود، تطبيق ميكند و خود را مصداق آن ميشمرد. چه اينكه مقصود از «الجماعة» «جماعة المؤمنين و المسلمين» است و هر فرقهاى خود را گروه با ايمان ميداند، علاوه كه اين معرّفى بر آگاهى مخاطب نميافزايد. زيرا همگان ميدانند كه «جماعة المؤمنين» و «جماعة المسلمين» رستگار بوده، و اهل نجات ميباشند، سخن در اين است كه مؤمن و مسلمان واقعى كيست. تا از راه شناخت او، اهل نجات شناخته شوند. و اگر مقصود، «جماعة الصحابه» است، اين همان معرّف دوم است كه اكنون پيرامون آن سخن ميگوييم.
معرّف دوم اينستكه مقياس، خود پيامبر و پس از وى ياران او باشند. اين ملاك نيز مانند، نخست، از نارسايى ويژهاى برخوردار است. زيرا:
١ـ اگر مقصود، «همه صحابه» باشد، چنين اتفاقى جز در مسائل ضرورى
[١] جامع الاصول، ج ١٠، ص ٤٠٧، شماره ٧٤٦٨. سنن ابو داود، ج ٤، كتاب «السنه»، ص ١٩٨.
[٢] جامع الاصول، ج ١٠، ص ٤٠٨، شماره ٧٤٧٠. سنن ترمذى، ج ٥، كتاب الايمان.
[٣] مستدرك حاكم، ج ٤، ص ٤٣٠.
[٤] روضات الجنات، طبع سنگى، ص ٨.
[٥] نقل از كتاب «الجمع بين التفاسير».