فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧٩ - ظهور مكتب اشعرى به جاى مكتب احمد
چهل سال با خرد سر و كار داشته و در آغوش منطق و برهان بزرگ شده است، نميتواند «عقائد» احمد را دربست بپذيرد، طبعاً بايد در آن تعديلى پديد آورد، وى در آغاز اعلام همكارى با مكتب «احمد»، كتابى نگاشت، به نام «الابانة فى اصول الديانة» و در آن كتاب، كليه اصولى را كه «احمد»، جزء عقائد اهل حديث و سنت معرفى كرده بود، بدون كم و كاست پذيرفت و در حقيقت، ميتوان گفت، كتاب «الابانة...» نسخه دوم كتاب «احمد» است.
ولى با توجه به كتابهاى بعدى «ابو الحسن اشعرى» كه كاملاً در آنها از دلائل عقلى براى اثبات عقائد «اهل حديث» بهره گرفته است، ميتوان گفت، كتاب «الابانة...»، پوششى براى كارهاى آينده وى بود، تا بتواند پس از جا باز كردن در ميان اهل حديث، در عقائد آنان تعديلى پديد آورد و از «تجسيم» و «تشبيه» و «جهت داشتن خدا» بكاهد، به گونهاى كه هم اهل حديث و هم اهل فهم و خرد را راضى، بسازد.
تلاش «ابو الحسن اشعرى»، در دوارن حياتش، چندان مؤثر نيفتاد و او پيروان زيادى پيدا نكرد; تا آنجا كه «ابن نديم» در فهرست خود، براى او، دو پيرو، به نامهاى «دميانى» و «حمويه»، بيشتر نمينويسد، ولى آثار علمى او خصوصاً كتاب «اللمع»، تأثير خود را گذاشت. در آغاز قرن پنجم، شخصيتهاى كلامى بزرگى به مكتب او پيوستند و منهج او را زنده كردند. در اين ميان ميتوان گفت، «ابو بكر باقلانى»، متوفاى ٤٠٣ و «ابن فورك»، متوفاى ٤٠٦ و ابو بكر بيهقى، متوفاى ٤٥٨، حق عظيمى در باز گرداندن مردم از امامت «احمد» در عقائد، به پيشوايى «ابوالحسن اشعرى» دارند. از آغاز قرن پنجم، خورشيد امامت «احمد»، به تدريج غروب كرد و ستاره اقبال «ابو الحسن اشعرى»، درخشيد. تا آنجا كه «مقريزى» در «خطط» خود ميگويد:
«به وسيله گروهى از شخصيتها،از سال ٣٨٠ به بعد،مذهب «ابو الحسن»