فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧٦ - فرق اهل حديث قبل از رياست احمد بن حنبل
عكرمه، غلام آزاد شده ابن عباس و وليد بن الكثير.
ز: «واقفى» كه در مسأله «تحكيم» در صفين و خلقت قرآن، از هر نوع اظهار عقيده، خود دارى ميكردند. مانند: «على بن هشام».
ح: «قاعدى» كه خروج بر پيشوايان ستمگر را لازم ميدانست ولى خود بدان نميپرداخت. چون: «عمران بن حطان»[١].
اين بيان از محدث معروفى مانند «سيوطى»، ميرساند، پيروان حديث كه اكثريت اهل سنت را در قرون نخست تشكيل ميدادند، در بسيارى از اصول، با هم اختلاف داشتند و اين «احمد بنحنبل» بود كه به عنوان يك فرد شاخص از آنان، در قرن سوم، در پرتو تأييد حكومتها، توانست، اصولى را به عنوان عقائد اهل سنت پيريزى كند كه از آن به بعد ترويج گرديد.
بنابر اين، بر افراد بينا و دانشمندان اهل سنت، لازم است كه بار ديگر درباره اين اصول، به تجديد نظر بپردازند. «احمد بن حنبل»، هرگز فرد معصومى نبود كه در استخراج اصول عقائد، از اين احاديث، د٣چار اشتباه نشود. همچنين بر محققان اشاعره لازم است كه در قسمتى از اصول عقائد خود كه از «احمد بن حنبل»، گرفتهاند، تجديد نظر كرده و درباره آن به بحث و بررسى بپردازند.
گواه بر اينكه از بسيارى از اين اصول، در عصر صحابه اثرى نبود، اين است كه بسيارى از آنها ناظر به ردّ فرقه و مذهبى است كه بعدها انديشههاى كلامى آنها را ساخته، و بعداً براى خود پيروانى پيدا كرده است، در اين صورت، ٣چگونه ميتوان عقائد اسلامى را نتيجه رد عقائدى دانست كه در آن اعصار ظهور كرده بود؟
تا اينجا، ما درباره پيشوايى «احمد»، در قلمرو عقائد سخن گفتيم، ولى بحث ديگرى باقى ميماند كه آيا او در قلمرو احكام فقهى نيز، امام و پيشوا و
[١] «تدريب الراوى»، نوشته سيوطى، ج ١، ص ٣٢٨.